چکیده مقاله
انتخاب مسیر تحصیلی در دوره متوسطه را نمی توان صرفا تصمیمی برای ورود به یک رشته یا شاخه آموزشی دانست؛ زیرا این انتخاب می تواند بر تصور دانش آموز از آینده، هویت تحصیلی، فرصت های شغلی و نحوه مواجهه او با تصمیم های مهم زندگی اثرگذار باشد با وجود این، در بسیاری از موقعیت های هدایت تحصیلی، تصمیم گیری دانش آموز تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل بیرونی از جمله کلیشه های اجتماعی درباره رشته های «برتر»، انتظارات خانواده، فشار همسالان، برداشت های ساده انگارانه از موفقیت و تصورات محدود درباره بازار کار قرار می گیرد در چنین شرایطی، مسئله اساسی هدایت تحصیلی نه صرفا افزایش اطلاعات درباره رشته ها، بلکه پرورش توانایی دانش آموز برای شناخت خود، ارزیابی گزینه ها، پیش بینی پیامدها و پذیرش مسئولیت انتخاب است پژوهش حاضر با هدف بازتعریف نقش مدرسه در شکل گیری تصمیم های تحصیلی و تقویت عاملیت دانش آموزان در فرایند انتخاب مسیر آینده انجام شده است این پژوهش با رویکرد اقدام پژوهی در یکی از مدارس دوره متوسطه اول اجرا شد در مرحله تشخیص، داده های لازم از طریق گفت وگو با دانش آموزان، والدین و مشاور، مشاهده فرایند هدایت تحصیلی، بررسی نگرش دانش آموزان نسبت به رشته ها و تحلیل الگوهای رایج انتخاب جمع آوری شد یافته های اولیه نشان داد که بخشی از انتخاب های دانش آموزان نه بر اساس شناخت چندبعدی از خود و گزینه های موجود، بلکه تحت تاثیر تصورات قالبی درباره منزلت اجتماعی رشته ها، امنیت شغلی، نظر خانواده و تجربه همسالان شکل می گیرد بر اساس این یافته ها، مداخله ای تربیتی با محوریت خودشناسی، سواد تصمیم گیری، تحلیل گزینه ها، بررسی پیامدهای انتخاب، آشنایی با مسیرهای متنوع تحصیلی و شغلی و گفت وگوی مشترک میان دانش آموز، خانواده و مدرسه طراحی و اجرا شد نتایج نشان داد که زمانی که دانش آموزان به جای دریافت توصیه مستقیم، در فرایند تحلیل و مقایسه گزینه ها مشارکت می کنند، نگاه آنان از «کدام رشته بهتر است؟» به «کدام مسیر با ویژگی ها و اهداف من تناسب بیشتری دارد؟» تغییر می کند همچنین، فرصت بررسی نمونه های واقعی از مسیرهای متفاوت موفقیت موجب کاهش برخی برداشت های دوگانه و کلیشه ای درباره رشته های تحصیلی شد مشارکت خانواده ها نیز از تاکید بر انتخاب های رایج و پرطرفدار به سمت توجه بیشتر به ویژگی های فردی، توانایی ها، علایق و چشم انداز آینده فرزندان حرکت کرد یافته ها نشان می دهد هدایت تحصیلی زمانی می تواند نقش تربیتی واقعی خود را ایفا کند که از یک فرایند «توصیه و تعیین مسیر» به فرایند «پرورش توانایی تصمیم گیری» تبدیل شود در این رویکرد، مدرسه وظیفه ندارد صرفا بهترین گزینه را به دانش آموز معرفی کند؛ بلکه باید محیطی فراهم سازد که دانش آموز بتواند اطلاعات را بررسی کند، باورهای خود را به چالش بکشد، گزینه ها را مقایسه کند، پیامدهای احتمالی تصمیم را بسنجد و مسئولیت انتخاب خود را بپذیرد بر اساس نتایج پژوهش، الگوی «هدایت تحصیلی عاملیت محور» می تواند چارچوبی برای بازطراحی فرایند انتخاب مسیر تحصیلی باشد در این الگو، خودشناسی، سواد اطلاعاتی، شناخت واقع بینانه مسیرهای آموزشی و شغلی، تحلیل انتقادی کلیشه ها، گفت وگوی خانواده مدرسه و تصمیم گیری مسئولانه به عنوان اجزای اصلی هدایت تحصیلی در نظر گرفته می شوند از این منظر، موفقیت هدایت تحصیلی را نباید صرفا در انتخاب یک رشته خاص سنجید، بلکه باید در میزان توانایی دانش آموز برای تصمیم گیری آگاهانه درباره مسیر زندگی و بازنگری مسئولانه در انتخاب های آینده جست وجو کرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مستقیمی، شیما و چک، زینب و خوارزمی، مهشید و عزیزی، محبوبه و حسینی، عشرت،1405،از انتخاب رشته تا ساختن مسیر آینده: بازتعریف هدایت تحصیلی به مثابه فرایند پرورش عاملیت و تصمیم گیری دانش آموز،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر