چکیده مقاله
در دهه های اخیر، نقدهای گسترده ای بر مدل سنتی آموزش مبتنی بر انتقال یک طرفه دانش در کلاس درس و انباشت اطلاعات در خانه وارد شده است؛ مدلی که در آن، زمان حضوری کلاس به توضیحات معلم، و زمان غیرحضوری خانه به انجام تمرین های تکراری و حفظ محتوا اختصاص می یابد در پاسخ به این نارسایی ها، الگوی “کلاس معکوس” به عنوان یکی از نوآورانه ترین و تاثیرگذارترین رویکردهای نوین تدریس، ظهور کرده و به سرعت در نظام های آموزشی پیشرو جهان گسترش یافته است این الگو با جابه جایی بنیادین تکلیف خانه و مدرسه، مدعی است که می تواند یادگیری را از سطح حفظ و بازتولید اطلاعات به سطح درک عمیق، کاربرد، تحلیل و خلق ارتقا دهد هدف این مقاله، بررسی ابعاد نظری، سازوکارهای اجرایی، شواهد اثربخشی و چالش های تحقق این الگو در بستر واقعی نظام های آموزشی است مقاله با بهره گیری از مبانی یادگیری سازنده گرا، نظریه وارپ، اصول بار شناختی و یافته های نوین علوم شناختی، نشان می دهد که کلاس معکوس، صرفا یک تکنیک یا ابزار فناورانه نیست؛ بلکه یک تغییر پارادایمی در مفهوم نقش معلم، دانش آموز، خانه و مدرسه است یافته ها حاکی از آن است که دستیابی به یادگیری عمیق در این الگو، مستلزم بازطراحی نقش ها، بازتوزیع زمان، بازتعریف محتوا و بازساختاردهی تعاملات است و در غیاب این بازطراحی جامع، کلاس معکوس به شکل سطحی و بی اثر درخواهد آمد مقاله در پایان، الگویی عملیاتی و راهبردهایی مشخص برای پیاده سازی موثر کلاس معکوس در نظام آموزشی و پیشنهادهایی برای معلمان، طراحان برنامه درسی و سیاست گذاران ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کاظمی، مهرو و مولایی، فریبا و بهرامی، نیلوفر و براتی، مریم و نادم، مهدی،1405،کلاس معکوس: چگونه نقش خانه و مدرسه را برای یادگیری عمیق تر تغییر دهیم؟،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر