چکیده مقاله
انسان امروز در یافتن معناست معنایی که راضیش کند که خودش چیست؟ و برای یافتن آن از ابزاری های فطرت و سرشتش بهره گرفت او ذاتا می پذیرد که خدایی هست اما چون عقلش کامل نگردیده گاهی ستاره و گاه بت و اشیا و گاه خودش را می پرستد اما هیچ کدام از آنها کمک نکرد که خودش را بشناسد او از وجودی فراتر می خواست که تفسیر بشود عادت هایش را بشناسد حیاتش را بفهمد و توانایی های بالقوه سطح حیاتش را بداند تا بداند تا چه اندازه می تواند رشد و کمال یابد برای این منظور گاهی محیطش را می شناسد گاهی موجودات دیگر را سنجید تا مشابه خودش را بیابد و ویژگی های مشترکش را حداقل به کمک آنها درک کند از نشانه ها و آیت ها طبیعت بهره ببرد و بفهمد چگونه باید زندگی کند اما آخر همه آنها باز به خودش برگشت و این سوال بوجود آمد که خودش می تواند خودش را بشناسد؟ انسان می تواند به این امر دسترسی پیدا کند اما به کمک موجودیتی فراتر از خودش که خالقش باشد راه انسان شناسی از راه خداشناسی و فطرتی که در وجودش نهاده شده است می گذرد چرا که برای فهمیدن هر چیزی باید بر آن مسلط بود و مسلط به تمام ارکان انسان خداست برای شناخت انسان باید خدا را به حدی شناخت که آفرینش انسان از این خداشناسی عبور کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بیبیان، محمدعلی و تبیانیان، نگین،1404،انسان شناسی از ورای انسان،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل