چکیده مقاله
تطبیق مفهوم ایماژ یا تصویر ذهنی فانتسم و محکات یا معیارها مبادی شناخت از منظر دو فیلسوف رگ، ارسطو در یونان باستان و ابن سینا در تمدن اسلامی با به کارگیری چارچوب نشانه شناسی هدف اصلی این مقاله است تحلیل نقش ایماژها به عنوان نشانه های واسط در فرآیند شناخت و ارتباط آنها با محکات عقلانی در نظام های فلسفی این دو متفکر است ارسطو بر نقش ایماژ به عنوان ماده تفکر و پیوند آن با محکات منطقی یا مقدمات اولیه، قیاس تاکید دارد ابن سینا، ضمن پذیرش این نقش با تکیه بر نظریه عقل فعال و تجرید ایماژ را نشانه ای می داند که عقل با استفاده از محاکات ذاتی یعنی بدیهیات اولیه عقل و نور عقل فعال معقولات را از آن استخراج می کند از منظر نشانه شناسی ایماژها در هر دو، نظام نشانه های ایکونیک و ایندکسیکال هستند که دال بر اشیاء خارجی و زمینه ساز دال های نمادین یعنی معقولات می گردند محکات نیز به عنوان نظامی از نشانه های نمادین و قواعد حاکم بر تفسیر آنها عمل می کنند یافته ها نشان می دهد که هر دو ایماژها یا فانتاسماتا در اندیشه ارسطو، مثل خیالی در اندیشه ابن سینا را به عنوان واسطه های ضروری و نشانه های حسی تجسم یافته برای تعقل و قضاوت می دانند پرسش مقاله، ایماژها و محاکات از دیدگاه ارسطو و ابن سینا چه ماهیتی دارند و چگونه عمل می کنند؟
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وستا، امید و احمدی، مجید و عباسیان، سجاد،1404،ایماژ و محاکات از دیدگاه ارسطو و ابن سینا با رویکرد نشانه شناسی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل