چکیده مقاله
تعریف ساده ای که می توان از شر در دین زرتشتی داشت این است که شر اصلی فناناپذیر محسوب شده که مخالف خیر و نیکی است و خیر را در مقابل شر دانست، یعنی ضدیت شر، نیکی چیزی است که در تطابق با نظم اشه اهورمزدا بوده و آن را حفظ می کند و شر همانا چیزی است که در تطابق با نظم اشه نبوده و برای برهم زدن آن می کوشد در اوستا، از نیروی شر بانام انگره مینوی یاد می شود که دشمن دیرینه اهورمزدا نیروی خیر است و تمامی دیوها و ارواح شریر تحت فرمان اهریمن هستند از گذشته دور، حل و توجیه مسئله شر که زیر مجموعه آن یوها یا دیوان هستند از جمله پرسش های همیشگی و دشوار بشر در مسیر فهم هستی بوده است شر به عنوان پیچیده ترین مفاهیم فلسفی و یزدان شناختی و پیچیدگی های آن به گونه های مختلف طبقه بندی شد که خود نیز دارای انواع متفاوتی می باشد که فیلسوفان و اندیشمندانی زیادی به آن پرداخته اند در این جستار وجه وجودی شر در دین زرتشتی تعریف و توضیح داده شده است و آن را طبقه بندی کرده و به تبیین و تعریف هر کدام پرداخته شده است این پژوهش از روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یخی، زهره و حبیبی، آرزوه و لاله کانی، محمد،1404،وجه وجودی شر در دین زرتشتی و طبقات آن،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل