چکیده مقاله
در خوانش روایی یک متن، معنا راهی است گسترده که از طبیعت تا فراطبیعت در حرکت است و درست آن لحظه ای که سوژه از درون متاثر می شود، حادثه بیان متن در تصویر شکل می گیرد بر اساس این، مفهوم دریافتی از یک تصویر بدون متن حادثه ای حسی ادراکی است؛ حسی از سوژه با حسی از دنیا وارد تعامل می شود و حاصل آن، دریافتی زیبایی شناختی و خلاق گونه است این سخن بدان معنا است که خوانش گر برای لحظه ای سوژه را از دنیای واقعیت جدا می کند و او پس از تجربه عمیق زیبایی شناختی، دوباره به دنیا باز می گردد، اما گویا زیر بار این تجربه عمیق، به موجود متفاوت تری تبدیل شده که به معنایی جدید از هستی دست یافته است در این نظام، سوژه خود را در مقابل دنیایی می یابد که همه حواس او را در بر می گیرد و مفهوم و درک اصلی از تصویر در جایی رخ می دهد که انتظار آن نمی رود و همین معنای واقعی تصویر را دربر می گیرد؛ معنایی که نتیجه تعامل حسی ادراکی سوژه و دنیاست و اینچنین است که خلق یک تصویر توسط تصویرگر و رساندن پیام ذهنی او به مخاطب در تحلیلی روایت گونه شناخته و زاییده می شود متن نوشتاری تصویری، نظامی نشانه ای است که دارای یک سطح بیان و یک سطح محتوا خواهد بود طبعا این دو سطح را نمی توان از یکدیگر جدا، و چگونگی تناظر میان آنها را باید بنا به فضای گفتمانی توجیه کرد از این رو در بررسی رابطه میان عناصر تصویری در متن ناگزیر از بررسی نظام های گفتمانی و نحوه تجلی این نظام ها در سطح های بیان و محتوای متن خواهیم بود؛ به عبارتی، هرگونه تغییر در فضای تصویری با تغییر در ترکیب عناصر، تغییر در برونه و درونه جسمانه و تغییر در رابطه میان عناصر نوشتاری و تصویری همراه خواهد بود و هر فضای ذهنی با جابه جایی عناصر زبانی، ایجاد رابطه ای تنشی گستره ای و فشاره ای ، تکیه بر تجربه زیستی و دخل و تصرف در سطح های زبانی بیان و محتوا عناصر نوشتاری و تصویری را در ارتباط با یکدیگر قرار خواهد داد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عفرزاده سرهنگ آبادی، هنگامه و زرشناس، پوریا،1402،هنر به عنوان متن،کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، علوم آموزشی ، حقوق و علوم اجتماع�
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، علوم آموزشی ، حقوق و علوم اجتماعی28 فروردین 1402