چکیده مقاله
نسبت میان اندیشه، فلسفی احساس و هنر از مباحث بنیادین و در عین حال مهجور در سنت های فکری کلاسیک و معاصر است این مقاله با رویکردی تحلیلی و فلسفی تلاش می کند ضمن بازخوانی معنا و کارکرد هر یک از این ساحتها امکان ارتباط میان آنها را بررسی کند احساس از منظر پدیدارشناسی و فلسفه ذهن، دیگر صرفا واکنشی روانی یا بیولوژیک نیست، بلکه به مثابه دریچه ای به تجربه ی زیسته و ادراک حضور انسان در جهان شناخته می شود، هنر در قالب تصویر صدا یا فرم زبان احساسی هستی است و فلسفه تلاشی برای صورت بندی مفهومی آن در این مقاله نشان داده می شود که این سه حوزه به جای آن که در تضاد باشند می توانند در قالبی همسو درک ما را از حقیقت اخلاق و زیبایی عمیق تر کنند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گل سرخی، علی،1404،بررسی نسبت میان اندیشه، فلسفی احساس و هنر،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل