چکیده مقاله
با وجود تلاش های گسترده برای درمان اعتیاد نرخ بازگشت به مصرف مواد در میان افراد دارای سابقه ترک همچنان بالا است عوامل روانشناختی مانند ناگویی هیجانی، سبک دلبستگی و آسیب های دوران کودکی می توانند نقش مهمی در شکل گیری و تداوم رفتارهای اعتیادی ایفا کنند بررسی همبستگی این متغیرها با مصرف مواد می تواند به شناسایی عوامل زمینه ساز و ارتقای مداخلات درمانی کمک کند این پژوهش با هدف مطالعه همبستگی بین ناگویی هیجانی، سبک دلبستگی و آسیب های دوران کودکی با مصرف مواد در افراد دارای سابقه ترک انجام شد این مطالعه از نوع تحقیق همبستگی و با رویکرد پس رویدادی طراحی شده است جامعه آماری شامل کلیه افرادی بود که سابقه ترک مصرف مواد مخدر را داشتند و در مراکز درمان اعتیاد مناطق یک و دو شهر تهران در سال ۱۴۰۴ تحت درمان قرار گرفته بودند نمونه ای به تعداد ۲۲۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد و معتبر ناگویی هیجانی تورنتو ۱۹۸۶ ، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید ۱۹۹۶ ، پرسشنامه آسیب های دوران کودکی CTQ برنستاین و همکاران ۲۰۰۳ و پرسشنامه گرایش به مواد مخدر وید و بوچر ۱۹۹۲ استفاده گردید پس از اطمینان از نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف، برای بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد تمامی تحلیل ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و در سطح معنی داری ۰ ۰۵ انجام گرفت یافته های پژوهش نشان می دهند که ناگویی هیجانی، سبک دلبستگی ناایمن و آسیب های دوران کودکی با مصرف مواد در افراد دارای سابقه ترک رابطه معناداری دارند این متغیرها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در افزایش آسیب پذیری روانی و کاهش توانایی مقابله سازگارانه با فشارهای زندگی نقش دارند بنابراین اعتیاد تنها یک اختلال رفتاری نیست بلکه ریشه در تجارب عاطفی، روابط اولیه و آسیب های روانی فرد دارد یافته های این مطالعه نشان می دهند که بین ناگویی هیجانی، سبک های ناسازگار دلبستگی به ویژه دلبستگی ناایمن و تجربه آسیب های دوران کودکی با مصرف مواد رابطه معناداری وجود دارد به طور خاص، افرادی که در دوران کودکی با تجربه های آسیب زا مواجه بوده اند بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات هیجانی از جمله ناتوانی در شناسایی و ابراز هیجانات ناگویی هیجانی قرار می گیرند و این امر می تواند بر سبک های دلبستگی آنها تاثیر منفی گذاشته و تمایل به مصرف مواد را به عنوان یک راهکار مقابله ای ناسازگار افزایش دهد همچنین این نتایج حاکی از آن است که این سه عامل می توانند در تعامل با یکدیگر نقش مهمی در شروع و تداوم مصرف مواد ایفا کنند، بنابراین در فرآیند درمان و بازتوانی افراد با سابقه اعتیاد توجه به جنبه های روانشناختی همچون بهبود تنظیم هیجانی، اصلاح سبک های دلبستگی و پرداختن به آسیب های اولیه روانی می تواند اثربخشی مداخلات درمانی را افزایش دهد و خطر بازگشت را کاهش دهد پیشنهاد می شود که در مراکز ترک اعتیاد برنامه های درمانی روانشناختی با تمرکز بر آموزش تنظیم هیجان، بازسازی روابط دلبستگی و درمان آسیب های دوران کودکی به صورت فردی یا گروهی اجرا شود تا احتمال بازگشت به مصرف کاهش یابد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مدرسی، نازیتا،1404،مطالعه همبستگی بین ناگویی هیجانی سبک دلبستگی و آسیب های دوران کودکی با مصرف مواد در افراد دارای سابقه ترک اعتیاد،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل