چکیده مقاله
نظریه عدم تعین در ترجمه کواین هنگامی که برای نخستین بار از جانب او عرضه شد واکنش های مختلفی را در پی داشت این نظریه مبتنی بر دو رویکرد «عدم تعین در ارجاع» و «عدم تعین کل نگر» است این نظریه در هر دو رویکرد خود نافی تقدم معنا بر رفتار کلامی و غیرکلامی است، تحلیلیت را منتفی می داند و البته جنبه ای کاملا هستی شناختی دارد در این پژوهش نشان داده خواهد شد که اگرچه کواین در هماورد اصلی خود با کارنپ است که این نظریه را به عنوان مفصلی برای جدال خود با کارنپ تنظیم می کند اما از رهگذر تشکیک در مسائلی چون تصلب معنا، کارکرد ارتباطی، زبان، غلبه معرفت شناسی بر رفتارگرایی و اتمیسم معرفتی رهیافت هایی را برای بار دیگر در فلسفه احیاء می کند که سابقا در دیالوگ های افلاطونی شاهد آن بوده ایم و آنطور که در این نوشتار در پی خواهد آمد، قالب دیالوگ، آپوریا، واکاوی و جهل سقراطی مسائلی هستند که می تواند در تحلیل فلسفی به نظریه عدم تعین در ترجمه منجر شوند ما در این مقاله با بررسی مسائل فوق الذکر نشان خواهیم داد که نظریه ترجمه ریشه ای یا عدم تعین در ترجمه در نظرگاه کواین تا چه اندازه با دیدگاه افلاطون درباره تلاش ابدی و نافرجام ما برای کسب حقیقت هم آوا است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نجبر، ابراهیم،1404،نظریه عدم تعین نزد کواین و آتنلانتیس افلاطونی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل