چکیده مقاله
هدف از این پژوهش بررسی نقش تربیتی باورهای مذهبی در پرورش شخصیت کودک از منظر سه رویکرد فلسفی تربیتی متمایز است: طبیعت گرایی روسو، عملگرایی دیویی و تعالیم اسلامی با توجه به اهمیت روزافزون تربیت دینی در نظام های آموزشی و تاثیر آن بر شکل گیری هویت اخلاق و رفتار کودکان، این مطالعه به روش تحلیلی مقایسه ای دیدگاه های این سه مکتب فکری را درباره جایگاه دین و باورهای مذهبی در تربیت کودک واکاوی می کند یافته های پژوهش نشان می دهد که روسو با تاکید بر طبیعت ذاتی خیر، کودک آموزش مذهبی رسمی در دوران کودکی را نامناسب می داند و بر تاخیر در تعلیم دینی تا سنین بلوغ تاکید دارد دیویی نیز با رویکردی عملگرایانه تجربه و کشف فردی را بر باورهای ثابت مذهبی ترجیح می دهد و دین را در خدمت حل مسائل اجتماعی می بیند در مقابل اسلام با نگاهی جامع و متوازن تربیت دینی را از همان کودکی ضروری می داند و آن را زمینه ساز پرورش شخصیتی متعادل با مسئولیت پذیری اجتماعی و معنوی می شمارد نتایج این مطالعه حاکی از آن است که در حالی که روسو و دیویی بر استقلال فکری و تجربی کودک تمرکز دارند، اسلام با ارائه چارچوبی ساختاریافته و ارزش محور رشد جامع کودک را هدف گذاری می کند این مقایسه می تواند راهگشای طراحی برنامه های تربیتی متناسب با زمینه های فرهنگی دینی متفاوت باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فرامرزی گروسی، سلماز و کاس پور، معصومه،1404،نقش تربیتی باورهای مذهبی در پرورش شخصیت کودک از نگاه طبیعت گرایی، روسو، عملگرایی دیویی و اسلام،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل