چکیده مقاله
فریدریش نیچه و فیودور داستایوفسکی در شمار نخستین اندیشمندان دردمندی هستند که به وجود نقیصه ای اساسی در فرهنگ و تمدن مدرن پی بردند ایشان دریافتند راهی که از صدر دوران نو آغاز شده است، علی رغم تمام زرق و برق تجدد و ادعاهای مسحور کننده ی مبشران آن مبنی بر ایجاد بهشتی زمینی، مقصدی جز پوچ انگاری نخواهد داشت در این میان نیچه با طرح آموزه ی آبرانسان به قهرمانی اسطوره ای امید بسته که شمشیر ناپلئون را بر کف و فرزانگی گوته را در دل دارد اوست که از ژرفای پوچی، دست به آفرینش معنایی تازه خواهد زد و اخلاقی سرورانه به ارمغان خواهد آورد که نسبتی با ارزش های برده وار مسیحیت ندارد از سوی دیگر داستایوفسکی به چنان قهرمانان خداستیزی بدبین بود و کوشید با پهلو گرفتن در ساحل مسیحیت ارتدوکس از دریای توفانی پوچ انگاری نجات یابد او به فرزند یگانه ی خداوند و صلیب وی امید بسته است و روان آدمی را از کشیدن بار قهرمان باوری نیچه ای ناتوان می انگارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ولی خانی، امیرعباس و بابایی، آژوان،1404،بررسی و ارزیابی نقدهای نیچه به جهان بینی مسیحی در پرتو اندیشه ی دینی داستایوفسکی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل