چکیده مقاله
متاسفانه تاریخچه آموزش کودکان مبتلا به ناتوانی های خاص یادگیری بسیار کوتاه است تا سال ۱۹۶۰ مشکل این کودکان تقریبا شناخته نشده بود در این سال تلاش هایی وسیع آغاز شد و نظریات متفاوتی عنوان گردید، دسته ای ناتوانی های خاص یادگیری را معلول تنبلی کودکان خواندند دسته ای دیگر وجود ضایعه مغزی را علت این عارضه تلقی کردند گروهی معلولیت ادراکی و گروه دیگر اختلالات عصبی را علت ناتوانی یادگیری می شناختند آشفتگی و سردرگمی موجود چندان هم بی علت نبود اصولا شناخت کودکان مبتلا به ناتوانی های خاص یادگیری، مستلزم گذشت زمان بود؛ گذشت زمانی که موجبات به هم رسیدن علوم متفاوتی چون پزشکی، علوم تربیتی، روان شناسی، توانبخشی و در گره گاه واحدی به نام اختلال یادگیری را فراهم کرد در این میان پزشکی نخستین رشته ای بود که به تشخیص دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری توجه کرد پس از آن روان شناسان به مطالعه خصوصیات این دانش آموزان پرداختند با این وجود تا اوایل دهه ۱۹۶۰ کاری که در خور توجه باشد انجام نگرفته بود، به همین علت در این دهه علمای تعلیم و تربیت نیز به جریان مذکور پیوستند و برای حل این مشکل پیشقدم شدند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گیگاسری اصلی، نرجس و شریفی، ساجده و فتحی پور، آمنه و میردریکوندی، فخرالدین،1404،بررسی پیشینه اختلالات یادگیری دانش آموزان،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل