چکیده مقاله
هر کودک از سنین پایین با پدیده های طبیعی اطراف خود آشنا می شود و در ذهنش پرسش هایی شکل می گیرد که فلسفی است و برای آن به پاسخ نیازمند است و اگر به او پاسخ داده نشود این احساس فطری سرکوب می شود و گاه پیامدهای ناشایستی به بار می آورد به پرورش ذهن کودک از زاویه دیگری نیز می شود نگاه کرد و آن حق ذاتی کودک برای سوال کردن و کنجکاوی برای درک مطلب است اولیاء و مربیان کودک موظفند به این حق طبیعی کودک پاسخ مناسب دهند و به وی، به چشم یک دانشجوی فلسفه نگاه کنند و سعی کنند او را کودکی قادر به تفکر و خلاق بار بیاورند و از سوال و استدلال او جلوگیری نکنند و این را بدانند که سوال هم حق معلم است و هم شاگرد و بیشتر حق شاگرد است تا معلم به هر حال مربیان در فرایند رشد کودک می توانند با استفاده از فعالیت های خاص روش معین و ویژگی های فکری فیلسوفان به آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان بپردازند هدف پژوهش حاضر، معرفی رویکردها و روش های آموزش تفکر فلسفی به کودکان جهت افزایش فرصت موفقیت در آن ها است که با توجه به پژوهش های گذشته و در یک مدل مفهومی تاثیر این مطلب نشان داده شده است که جهت تحقق این موضوع؛ مولفه هایی چون روش اجرای برنامه فلسفه برای کودکان، اهمیت آموزش فلسفه و تفکر انتقادی به کودکان، اهداف آموزش فلسفه به کودکان، برنامه درسی آموزش فلسفه به کودکان، روش آموزش فلسفه به کودکان مورد بررسی قرار گرفت این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای، تحلیلی توصیفی، جستجو در منابع و سایت های معتبر ایرانی و خارجی انجام گرفته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نوروزی، شهربانو و طاهری، سمیرا و غوغایی، الهام و نجفی، نفیسه و میرزامجنی، سمیه،1404،تاثیر آموزش برنامه فلسفی در موفقیت کودکان،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل