چکیده مقاله
آموزش فلسفه به کودکان به عنوان رویکردی نوین صرفا به انتقال مفاهیم انتزاعی نپرداخته، بلکه پرورش و فلسفه ورزی به مثابه سبک زندگی را هدف گرفته است اهداف اصلی این رویکرد شامل تقویت تفکر انتقادی، پرورش خلاقیت و مهارت های اجتماعی و عاطفی است این اهداف به بهبود عملکرد تحصیلی کودکان کمک کرده و به کودکان این امکان را می دهد که با پرسش های عمیق و چالش برانگیز زندگی مواجه شوند و در این فرآیند مهارت های فکری و اجتماعی خود را توسعه دهند روش های اجرایی فلسفه برای کودکان شامل گفتگوهای فلسفی، استفاده از داستان ها و متون فلسفی، فعالیت های عملی و یادداشت برداری است این روش ها به کودکان این امکان را می دهد که به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت و مفاهیم فلسفی را به شیوه ای ملموس تجربه کنند اجرای فلسفه برای کودکان با چالش هایی از جمله نیاز به آموزش معلمان، مقاومت در برابر تغییرات در نظام های آموزشی و نبود منابع کافی همراه است این پژوهش با روش ترکیبی مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با تسهیلگران و مشاهدات میدانی انجام شده است و یافته ها نشان داد فبک ساختار عصبی تفکر انتزاعی را تقویت می کند و کودکان ایرانی در گفت وگوهای اخلاقی عمیق تر از همتایان غیر فبکی عمل می کنند نتایج نشان می دهد در نهایت فلسفه برای کودکان به عنوان ابزاری کلیدی در پرورش نسل آینده با توانایی های تفکر مستقل و انتقادی معرفی می شود این رویکرد می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودکان کمک کند و آنها را برای مواجهه با چالش های آینده آماده سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مومنی، فاطمه و رئیسی نافچی، علی،1404،تاثیر آموزش فلسفه بر رشد و یادگیری کودکان،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل