چکیده مقاله
دو نظریه کلی شمول و عدم شمول مطرح است طبق نظریه عدم شمول دانش فقه تنها متکفل بررسی و افتاء در خصوص افعال جوارحی با مبرزات خارجی است و احکام خمسه صادره از فقه تنها شامل افعال جوارحی یا جسمانی است و افعال قلبی و صفات اخلاقی و نیز ملکات اخلاقی از دایره بررسی های فقهی خارج است و در حیطه علم اخلاق است نظریه شمول معتقد است که دانش فقه متکفل جمیع افعال انسان و هرچه در سعادت انسان نقش دارد است و افعال جوارحی و قلبی نیز فعل محسوب شده و احکام خمسه نظیر وجوب و حرمت بر آن صادق است و تنها بررسی های دقیق این صفات و ملکات به علم اخلاق احاله شده است و احکام آن نظیر احکام جوارحی از وظایف فقیه است این نوشتار به شواهد نظریه شمول و گستره علم فقه بر افعال جوارحی و الزام آور بودن گزاره های تربیتی در سیره فقها می پردازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�استایی، حامده،1404،شواهد الزام آوری شرعی نسبت به گزاره های تربیتی و نفسانی حامده راستایی در باب گستره موضوع فقه به افعال قلبی و ملکات نفسانی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل