چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامع ارتباط میان علوم یادگیری و طراحی فضاهای آموزشی نوآورانه انجام شده است در عصر تحولات دیجیتال و تغییرات پارادایمی در آموزش فضاهای یادگیری نه تنها به عنوان ظرف فیزیکی آموزش بلکه به مثابه عاملی اثرگذار بر فرایندهای یادگیری، تعاملات اجتماعی و دستاوردهای آموزشی شناخته می شوند این مطالعه با روش مرور دامنه پژوهی، بدنه دانش موجود در زمینه طراحی فضاهای آموزشی مبتنی بر علوم یادگیری را مورد واکاوی قرار داده است یافته های پژوهش نشان می دهد فضاهای آموزشی نوآورانه که با بهره گیری از اصول علوم یادگیری طراحی شده اند تاثیر معناداری بر افزایش انگیزش، مشارکت فعال و پیشرفت تحصیلی فراگیران دارند این فضاها با ویژگی هایی چون انعطاف پذیری، تعاملی بودن، پشتیبانی از فناوری های دیجیتال و توجه به ابعاد اجتماعی فرهنگی، یادگیری زمینه را برای پیاده سازی رویکردهای نوین آموزشی فراهم می کنند طراحی فضاهای یادگیری اثربخش نیازمند اتخاذ رویکردی چندوجهی است که ابعاد فیزیکی، فناورانه، سازمانی و اجتماعی را یکپارچه می سازد پژوهش حاضر چارچوبی مفهومی برای طراحی فضاهای آموزشی نوآورانه ارائه می دهد که می تواند راهنمای سیاست گذاران، طراحان و مربیان در خلق محیط های یادگیری اثربخش برای قرن بیست و یکم باشد با توجه به یافته های این مطالعه پیشنهاد می شود پژوهش های آتی به بررسی طولی تاثیر فضاهای آموزشی بر مهارت های قرن بیست و یکمی و توسعه روش های ارزیابی کیفیت محیط های یادگیری بپردازند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سین زاده، فاطمه و اسماعیلی، فرشته و مهدوی، زبیده و علیزاده، محدثه،1404،علوم یادگیری و طراحی فضاهای آموزشی نوآورانه چشم اندازی نو به محیط های یادگیری قرن بیست و یکم،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل