چکیده مقاله
گذشته از مسئله فن، هنر یا علم بودن تربیت که زمینه های مناسبی برای اختلاف نظر در مورد ماهیت تربیت هستند، زمینه های دیگری نیز برای اختلاف نظر صاحب نظران تربیتی وجود دارند عناصری که در یک جریان تربیتی مداخله می کنند از جمله آنها است یکی از این عناصر مورد اختلاف جامعه و دخالت آن در جریان تربیتی است بدین معنی که بعضی از متخصص های تربیتی علاوه بر مربی و متربی جامعه را نیز جزء عناصر تربیت محسوب می کنند بیشتر دست اندرکاران تربیت در این مورد موافقت دارند که تربیت به عنوان تاثیر ارادی بزرگسالان روی خردسالان به منظور سوق دادن آنها به حالت بزرگسالی تلقی گردد کرشن اشتاینر می گوید: عمل تربیتی عملی قائم به ذات است که لازمه هر جامعه انسانی است این عمل هدفی طبیعی را که آدم منزوی بدون برخورداری از کمک جامعه می تواند بدان نائل شود دنبال نمی کند صرف توجه به جنبه اجتماعی یا فردی تربیت نمی تواند گویای این معنا باشد که جامعه از عناصر واقعی آن که در ماهیت تربیت نهفته است باشد به طور کلی تعریف تربیت به عنوان تاثیر یک فرد یا گروهی از افراد بر روی فرد دیگر بسیار کلی و نا روشن است در تعریفی که می خواهیم از تربیت ارائه دهیم اشاره به نقش دو عامل مربی و متربی لازم به نظر می رسد این بدان معنی است که تربیت مانند یک جریان طبیعی یا مکانیکی یک سویه نیست که از مربی آغاز و به رشد و کمال متربی و تغییر در رفتار وی ختم گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حمدی، پارسا،1404،فلسفه تربیت و ارکان مهم آن،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل