چکیده مقاله
جهانی شدن اصطلاحی است که بیشتر در اواخر سده بیستم رواج یافته است، به فرآیندهایی اشاره دارد که منجر به افزایش تراکم، سرعت و دامنه ارتباطات فراملی می شوند و با گسترش جهانی سرمایه داری و فناوری های جدید اطلاعات و ارتباطات مرتبط هستند جهانی شدن را می توان در جنبه های اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی یا فرهنگی آن مطالعه کرد سوال و محور این پژوهش این است که جهانی شدن چه تاثیراتی بر حوزه عمومی گذاشته است با اتخاذ نظریه یورگن هابرماس می توان گفت که جهانی شدن فرآیندی است که طی آن جوامع از طریق شبکه های بزرگ و سریع تعامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به هم متصل می شوند در آرای فلسفه سیاسی مانند نظریه های هابرماس، گیدنز، کاستلز، لاکان، دریدا و فوکویاما تاثیرات جهانی شدن بر حوزه عمومی در سده بیست و یکم با دو رویکرد مواجه شده است رویکرد مثبت این است که جهانی شدن حوزه های عمومی جهان وطنی از طریق تعامل فرهنگی جهانی و همچنین گسترش حوزه خصوصی، کاهش حاکمیت دولت و بازیگری شهروندان و دموکراسی مشورتی قابل تبیین است اما رویکرد انتقادی و منفی است که جهانی شدن با توجه به انفعال سیاسی شهروندان، کاهش اهمیت جایگاه سیاست، فردی شدن بسیاری از امور زندگی، تحول در سبک زندگی و کاهش گفتگوی اجتماعی منجر به زوال حوزه عمومی شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وسطی، رضا و فیضی، فاضل،1404،تاثیرات جهانی شدن بر حوزه عمومی؛ از چشم انداز فلسفه سیاسی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل