چکیده مقاله
عباس روزبهانی تاملی در نسبت مبادی متافیزیکی و فرهنگ هرچند در تعریف های مشهور از فرهنگ مبادی متافیزیکی مثل هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی جزئی از فرهنگ دانسته می شود، ولی با توجه به هویت مباحث متافیزیکی که بعد نظری انسان را شامل می شود و مباحث عملی که ساحت رفتار و کنش اجتماعی انسانی را دربر می گیرد، روشن می شود که مبادی متافیزیکی و جهان بینی جزئی از فرهنگ نیستند بلکه فرافرهنگی و فرااجتماعی بوده علت موجده فرهنگ و حوزه کنش های انسانی هستند چراکه با توجه به تقریری که در اندیشه اسلامی از عقل نظری و عقل عملی می شود و روایات نیز موید آن هستند رابطه تولیدی و علی معلولی بین این دو حوزه حاکم است، لذا این اندیشه که در برخی مکاتب فلسفه علم معاصر وجود دارد که مفاهیم و حقایق متافیزیکی و دینی را برساخته اجتماع و تاریخ می داند بدون توجه به حیث واقعیت نمایی آن، صحیح نیست چراکه حقایق متافیزیکی همانند حقایق طبیعی واقعیت خارجی دارند و هرچند با روش حس و تجربه قابل درک نیستند ولی به کمک عقل برهانی و یا هدایت وحی می توان به معرفت آن دست یافت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وزبهانی، عباس،1404،تاملی در نسبت مبادی متافیزیکی و فرهنگ،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل