چکیده مقاله
در یک نظام آموزشی پویا و فعال برنامه درسی و شیوه تدریس همواره به نگاهی تاثیرگذار اندیشه محور و مبتنی بر تفکر انتقادی نیازمند است زبان و ادبیات فعالیتی برآمده از فرهنگ و اندیشه است و آموزش زبان و ادبیات فارسی در نظام آموزشی ایران از این قاعده جدا نیست و غنا و پویایی برنامه درسی زبان و ادبیات، موجب فزونی قدرت درک و شناخت فرهنگ، گسترش بسط تفکر انتقادی و مهارت های ارتباطی می شود انواع برنامه درسی بر اساس چارچوب نظریه پوزنر، پنج برنامه درسی رسمی، فعال، پوچ، زائد و پنهان را در برمی گیرد و رویکرد وربورد برنامه درسی را به دو دسته کلی فرهنگ محور و دانش آموزمحور تقسیم می کند این پژوهش بر پایه رویکردی آسیب شناختی میان رشته ای از نوع تحلیلی توصیفی و به دو روش تحلیل محتوای اسنادی و زمینه یابی و روش تکمیل پرسشنامه از ده دبیر ادبیات دبیرستان های مشهد انجام و از روش پیشنهادی جورج برودی استفاده شده است نتایج این پژوهش، بیانگر چالش برانگیز بودن برنامه درسی پوچ، زائد و پنهان در حوزه محتوا و روش های تدریس و آموزش زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه اول است برنامه درسی در آموزش زبان و ادبیات فارسی و بر پایه تفکر انتقادی باید بتواند در راستای فرایندهای معلم محور و دانش آموزمحور نقش بیشتری ایفا کند در برنامه های درسی آموزش زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه اول، رویکردهای «سواد فرهنگی»، «آگاهی های زیباشناختی»، «آگاهی های اجتماعی» و «رشد شخصی» مغفول مانده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بوالقاسمی، مجتبی و علوی مقدم، مهیار و کیذوری، امیر حسین،1404،تحلیل آسیب شناختی- میان رشته ای فرایند آموزش زبان و ادبیات فارسی برپایه برنامه درسی پوچ، زائد و پنهان مطالعه موردی دوره متوسطه اول در دبیرستان های برگزیده مشهد،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل