چکیده مقاله
جهان هستی با همه عظمت، زیبایی و شگفتی هایش در پرتو وجود انسان معنا و مفهوم خاص می یابد اگرچه سوال از چیستی و حقیقت انسان ظاهرا ساده و آسان به نظر می آید، اما یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین پرسش هایی است که انسان از آغاز تا کنون با آن مواجه بوده است ادیان، مکاتب مختلف فکری، اندیشمندان، متفکران، فیلسوفان و عارفان هر یک پاسخ های گوناگونی به آن داده اند اما سوال همچنان باقی است قرآن کریم انسان را خلیفه و جانشین خدا در روی زمین معرفی کرده است که فطرتی خداآشنا و خداجو دارد انسان دارای بزرگترین ظرفیت علمی است که یک مخلوق ممکن است داشته باشد ظرفیت معرفتی بشر حتی نسبت به ملایک نیز وسعت بیشتری دارد، به همین جهت او مسجود و معلم ملایک و دارای کرامت ذاتی و شرافت تکوینی است در سرشت انسان علاوه بر عناصر و تمایلات مادی، عنصری ملکوتی و الهی وجود دارد از دیدگاه صدرالمتالهین، انسان موجودی انتخاب شده و برگزیده است و بر بسیاری از آفریده ها برتری دارد انسان خلیفه خداست و لذا نفس انسانی که حقیقت انسان است همانند حق تعالی واحدی است که در عین وحدت قوای مختلفی دارد این قوای متکثر از نظر عارفان ابراز به کمال رسیدن نفس هستند اما از نظر ملاصدرا قوای نفس مراتب ظهور نفس هستند به تعبیر دیگر نفس انسانی در عین دانی بودن عالی است و در عین عالی بودن دانی است، زیرا نفس همانند حق تعالی بسیط است و موجود بسیط جامع تمام شئون خویش است در مقاله حاضر تلاش بر آن است که مبانی انسان شناسی فلسفی از دیدگاه صدرالمتالهین بررسی شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
چنگی آشتیانی، مهری،1404،زندگی انسان از دیدگاه صدرالمتالهین و تجلی این دیدگاه در مثنوی معنوی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل