چکیده مقاله
هدف این پژوهش بررسی تاثیر میزان استفاده از فناوری آموزشی بر تحقق اهداف تربیتی در مدارس ابتدایی و متوسطه شهر ارومیه است پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و در چارچوب مطالعات کاربردی انجام شده است جامعه آماری شامل ۱۲۰ معلم و ۴۰۰ دانش آموز بوده که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته برای سنجش سه مولفه تربیتی تفکر انتقادی، مشارکت یادگیرنده و انسجام محتوایی و مصاحبه نیمه ساخت یافته با معلمان و مدیران مدارس بود نتایج تحلیل های آماری نشان داد که بین میزان استفاده از فناوری آموزشی و تفکر انتقادی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ۰ ۰۱ < p = ۰ ۰۴۲ ، همچنین فناوری آموزشی پیش بینی کننده قوی ای برای مشارکت یادگیرنده بود p < ۰ ۰۰۱, B = ۰ ۵۷ و تفاوت معناداری در انسجام محتوایی بین مدارس با سطح فناوری بالا و پایین مشاهده شد p = ۰ ۰۱, t = ۳ ۸۴ تحلیل واریانس نیز نشان داد که تاثیر فناوری بر تفکر انتقادی در دوره متوسطه بیشتر از دوره ابتدایی است p = ۰ ۰۵, F = ۵ ۶۷ مدل رگرسیون چندگانه نشان داد که فناوری آموزشی توانسته است ۳۸٪ از واریانس تحقق اهداف تربیتی را تبیین کند p < ۰ ۰۱, R² = ۰ ۳۸ یافته ها بیانگر آن است که استفاده هدفمند از فناوری آموزشی می تواند در تقویت مولفه های تربیتی نقش موثری ایفا کند بر این اساس پیشنهاد می شود طراحی محتواهای دیجیتال آموزشی با رویکرد تربیتی، توانمندسازی معلمان در حوزه فناوری و ارزیابی مستمر تاثیر فناوری بر تربیت دانش آموزان در دستور کار نظام آموزشی قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نوری تکمه داش، نسرین و باقرپور، لیلا و جوانمرد بدلبو، ملیه و فرج الهی، مریم و حریری، مینا،1404،بررسی رابطه بین میزان استفاده از فناوری آموزشی و همراستایی اهداف تربیتی در دوره ابتدایی و متوسطه تحلیل متغیرهای تفکر انتقادی مشارکت یادگیرنده و انسجام محتوایی،یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی29 آبان 1404 · تهران