چکیده مقاله
این پژوهش با تمرکز بر رابطه چندلایه میان تجربه فضایی و سازوکارهای معماری شناختی، به بررسی چگونگی تبدیل محرک های کالبدی، حسی و حرکتی به ساختارهای پایدار ذهنی می پردازد نقطه آغاز تحلیل بر این فرض استوار است که تجربه فضایی در معماری معاصر نه حاصل دریافت منفعلانه اطلاعات، بلکه برآیندی از پردازش ادراکی و حافظه ای است که بدن، ادراک و زمان را در بستری مشترک به هم پیوند می دهد هدف پژوهش تبیین این سازوکارها و تحلیل تطبیقی الگوهای تجربه و بازنمایی های شناختی در نمونه های شاخص معماری معاصر است؛ نمونه هایی که از طریق تداوم فضایی، گسست های کنترل شده، ریتم های متغیر، سطوح چندلایه و کیفیت های حسی تقویت شده، شرایط پیچیده ای برای شکل گیری نقشه های ذهنی فراهم می کنند روش پژوهش بر پایه مطالعه کتابخانه ای و مرور نظام مند منابع تخصصی در حوزه های معماری، علوم شناختی، پدیدارشناسی فضا و نظریه ادراک شکل گرفته است تحلیل منابع نشان می دهد که نحوه رمزگذاری محرک های فضایی در ذهن، تحت تاثیر نوع سازمان فضایی، شدت نشانه های حسی، الگوی حرکت، مرزبندی ها، کیفیت ماده و توالی های زمانی است یافته ها آشکار می کند که فضاهای پیوسته، بازنمایی هایی با ساختار گسترده و کم گره ایجاد می کنند، در حالی که فضاهای مبتنی بر تضاد و تغییرات ناگهانی، نقشه هایی گره محور با مرزهای تثبیت شده می سازند فضاهای چندلایه نیز موجب شکل گیری ساختارهای شناختی پیچیده می شوند که روابط فضایی را در چند سطح هم زمان ذخیره می کنند نتیجه تحلیل نشان می دهد که معماری معاصر به واسطه ویژگی های کالبدی و ریتم های ادراکی خود، نقش موثری در هدایت فرایندهای شناختی دارد و استفاده آگاهانه از این ظرفیت می تواند به خلق تجربه هایی منجر شود که ذهن کاربر را در سطحی ژرف درگیر سازمان دهی، تفسیر و بازسازی فضا می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وجاجی، محمد،1404،بررسی تاثیر تجربه فضایی بر معماری شناختی در فضاهای معماری معاصر،شانزدهمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار24 آبان 1404 · مشهد