چکیده مقاله
مشارکت سیاسی همواره یکی از شاخص های بنیادین توسعه سیاسی و اجتماعی به شمار می رود با این حال، در دهه های اخیر، تغییرات ساختاری در نظام های حکمرانی موجب شده است که الگوهای سنتی مشارکت مردمی کارآمدی گذشته را نداشته باشند حکمرانی ماموریت گرا به عنوان رویکردی نوین در مدیریت عمومی و سیاست گذاری، تلاش می کند تا با تعریف ماموریت های مشخص اجتماعی سیاسی، زمینه را برای بسیج منابع، توانمندسازی مردم و افزایش سطح مشارکت فراهم آورد این مقاله با رویکردی میان رشته ای و با تکیه بر روانشناسی سیاسی، ابعاد روان شناختی مشارکت سیاسی در چارچوب حکمرانی ماموریت گرا را بررسی می کند پژوهش حاضر با تمرکز بر دو سطح تحلیلی انگیزش فردی و مسئولیت جمعی نشان می دهد که مشارکت سیاسی نه صرفا محصول عقلانیت ابزاری و منافع کوتاه مدت، بلکه نتیجه فرآیندهای پیچیده روانی اجتماعی است که به واسطه هویت جمعی، احساس تعلق اجتماعی، خودکارآمدی سیاسی و اعتماد نهادی شکل می گیرند بر اساس یافته های نظری این مطالعه، حکمرانی ماموریت گرا با ارائه چشم اندازهای مشترک، امکان هم افزایی میان انگیزش فردی و مسئولیت جمعی را فراهم می آورد و از این رهگذر می تواند به ارتقای سرمایه اجتماعی، انسجام سیاسی و افزایش مشروعیت نظام حکمرانی منجر شود نتایج مقاله نشان می دهد که برای تحقق مشارکت پایدار در حکمرانی ماموریت گرا، توجه به ابعاد روان شناختی از جمله انگیزش درونی، هویت جمعی، مسئولیت اجتماعی و اعتماد به ساختارهای سیاسی ضرورتی انکارناپذیر است در پایان، مدل مفهومی پیشنهادی مقاله ترسیم می شود که تعامل میان سطح فردی و جمعی مشارکت سیاسی را در بستر حکمرانی ماموریت گرا تبیین می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نیعی، سحر و کاظمی ازدینی، ضیا،1404،ابعاد روانشناختی مشارکت سیاسی در چارچوب حکمرانی ماموریت گرا: از انگیزش فردی تا مسئولیت جمعی،سومین کنفرانس ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره و مطالعات فرهنگی،اردبیل
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره و مطالعات فرهنگی22 آبان 1404 · اردبیل