چکیده مقاله
داستان آموزنده موسی و خضر علیهماالسلام در سوره کهف، یکی از کامل ترین الگوهای قرآنی در تبیین تعامل استاد و شاگرد به شمار می آید این روایت قرآنی نه تنها واجد محتوای معرفتی ژرف است، بلکه ساختاری مرحله مند از تربیت معنوی و فکری را ارائه می دهد که قابلیت بازخوانی در نظام های آموزشی معاصر را داراست مقاله حاضر با هدف استخراج اصول تربیتی مستتر در این داستان، به تحلیل چهار مرحله بنیادین سیره خضر در فرایند تعلیم می پردازد و آن را با رویکردهای نوین روان شناسی تربیتی مقایسه و تطبیق می دهد روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است و داده های آن بر پایه بررسی آیات ۶۰ تا ۸۲ سوره کهف، با استفاده از تفاسیر معتبر نظیر المیزان، نمونه، مجمع البیان و الکشاف استخراج شده اند در ادامه، این داده ها با مدل های علمی معاصر همچون نظریه انگیزش درونی، یادگیری تجربی و بازتاب محوری مقایسه شده اند یافته ها نشان می دهد که سیره خضر، الگویی چهارمرحله ای از فرایند تربیت ارائه می دهد: آغاز با اشتیاق درونی شاگرد، شرط گذاری روانی پیش از آموزش، یادگیری در بستر تجربه و مشاهده، و نهایتا تحلیل بازتابی پس از تجربه این مدل، بر اصولی چون صبر شناختی، تعلیق قضاوت، یادگیری مسئله محور، و پرورش تدریجی استوار است و می تواند به عنوان الگوی بومی و قرآنی در طراحی رابطه استاد دانشجو در نظام آموزش عالی اسلامی مورد توجه قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
هاشمی، زهرا،1404،الگوی شاگردپروری در قرآن کریم بر پایه تعامل استاد و شاگرد؛ با تاکید بر رابطه موسی و خضر (علیهماالسلام)،اولین همایش ملی شاگردپروری در آیین دین و سبک زندگی نوین،یزد
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی شاگردپروری در آیین دین و سبک زندگی نوین23 مهر 1404 · یزد