چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی دگرگونی مفهوم بازنمایی واقعیت در هنر معاصر، با تکیه بر نظریه شبیه سازی ژان بودریار انجام شده است مسئله اصلی پژوهش این است که در دوران غلبه رسانه های جمعی و فناوری های دیجیتال، آیا هنر معاصر همچنان در پی بازنمایی واقعیتی بیرونی است یا خود به تولید شبیه سازه ها و فراواقعیت می پردازد این پژوهش با طرح این پرسش که هنر معاصر در چارچوب نظریه شبیه سازی بودریار چگونه از بازنمایی واقعیت عبور کرده و به تولید فراواقعیت تبدیل می شود؟ تلاش دارد جایگاه هنر را در ساخت واقعیت های ثانویه بررسی کند روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی است و با اتکا به مطالعه منابع نظری و تحلیل آثار هنری در حوزه هایی چون عکاسی، هنر اینستالیشن و هنر دیجیتال انجام شده است چارچوب نظری پژوهش بر مبنای دیدگاه بودریار است که جامعه معاصر را وارد عصر شبیه سازی می داند؛ عصری که در آن وانموده ها بدون ارجاع به یک اصل واقعی، فراواقعیتی را خلق می کنند که «واقعی تر از خود واقعیت» به نظر می رسد یافته های پژوهش نشان می دهد که بخش قابل توجهی از هنر معاصر دیگر صرفا در جایگاه «آینه بازتاب دهنده واقعیت» عمل نمی کند، بلکه خود به یکی از سازندگان فعال واقعیت های شبیه سازی شده تبدیل شده است این تحول، پیامدهایی چون تضعیف مرجعیت، زوال اصالت و دگرگونی فاعلیت سوژه را در قلمرو هنر معاصر به همراه دارد از این رو، اهمیت این پژوهش در آن است که با تمرکز بر منطق فراواقعیت، نقش فعال هنر معاصر در تولید جهان های نشانه ای و پیامدهای اجتماعی و زیبایی شناختی آن را تبیین می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یات منفرد، مریم،1404،بازنمایی واقعیت در هنر معاصر با تکیه بر نظریه شبیه سازی ژان بودریار،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر