چکیده مقاله
مقدمه و مسئله: نظام های آموزشی در عصر تحول دیجیتال با پارادوکسی بنیادین روبرو هستند: از یک سو، هوش مصنوعی امکان دسترسی بی سابقه به اطلاعات و پاسخ های دقیق را فراهم ساخته و از سوی دیگر، تاکید صرف بر انباشت اطلاعات، دانش آموزان را برای مواجهه با مسائل پیچیده و پیش بینی ناپذیر آینده ناتوان می سازد مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین نسبت میان هوش مصنوعی و پرورش مهارت های پرسشگری، خلاقیت و تفکر انتقادی در نسل جدید است پرسش محوری آن است که آیا هوش مصنوعی به مثابه ابزاری برای تعمیق یادگیری عمل می کند یا با ارائه پاسخ های آماده، توان تحلیل و پرسشگری را تضعیف می نماید؟هدف و روش: این پژوهش با هدف ارائه الگویی مفهومی از «نسل پرسشگر» در مدارس مبتنی بر هوش مصنوعی و با روش توصیفی تحلیلی و مرور نظام مند منابع معتبر فارسی و لاتین ۱۳۹۹ ۱۴۰۴ انجام شده است جامعه پژوهش شامل مقالات، کتاب ها و گزارش های علمی مرتبط با هوش مصنوعی، خلاقیت و مدرسه هوشمند بوده و داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری موضوعی مورد بررسی قرار گرفته اند یافته های کلیدی: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی از دو مسیر اصلی به پرورش خلاقیت و پرسشگری یاری می رساند: ۱ خودکارسازی وظایف تکراری و آزادسازی زمان و انرژی ذهنی برای تفکر سطح بالا، ۲ شخصی سازی مسیر یادگیری مبتنی بر سبک، سرعت و علایق فردی با این حال، استفاده سطحی از هوش مصنوعی بدون چارچوب آموزشی، خطر شکل گیری «نسل پاسخ گیرنده» را به همراه دارد که به جای کاوش، صرفا به دریافت پاسخ های آماده عادت می کند در این میان، نقش معلم از «انتقال دهنده دانش» به «راهنما، مربی و طراح تجربه یادگیری» دگرگون می شود و مدرسه از فضای کلاسی خطی به «محیط یادگیری پویا، تعاملی و داده محور» تحول می یابدراهکار عملی: پژوهش برای حل چالش یادشده، «روش پرسشگری سقراطی» را به عنوان راهکاری کارآمد معرفی می کند؛ به این صورت که دانش آموزان به جای دریافت پاسخ مستقیم از هوش مصنوعی، با پرامپت های هدفمند از آن می خواهند نقش یک معلم سقراطی را ایفا کرده و با سوالات پیاپی و چالش برانگیز، خود پاسخ را کشف کنند این روش، هوش مصنوعی را از «پاسخ دهنده» به «همراه یادگیرنده» تبدیل کرده و یادگیری حفظ محور را به کاوش محور بدل می سازد چالش ها و فرصت ها در ایران: پیاده سازی این الگو در نظام آموزشی ایران با موانعی چون کمبود زیرساخت های فناورانه، مقاومت فرهنگی و نبود مهارت های دیجیتال در میان معلمان روبرو است، اما در عین حال فرصت هایی برای عدالت آموزشی، توانمندسازی حرفه ای معلمان و پیوند آموزش با نیازهای آینده فراهم می آورد نتیجه گیری نهایی: تحقق «نسل پرسشگر» مستلزم سه تحول هم زمان است: بازتعریف نقش معلم، بازطراحی ساختار مدرسه و آموزش سواد هوش مصنوعی به دانش آموزان اگر این تحول آگاهانه مدیریت شود، هوش مصنوعی نه تهدیدی برای خلاقیت انسان، بلکه شریکی توانمندساز برای تربیت نسلی خواهد بود که می پرسد، می کاود و می آفریند؛ نسلی که آینده از آن اوست
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فیعی اردستانی، امجد و شمس، سمیه و پورهاشمی، اشرف،1405،نسل پرسشگر: دانش آموز خلاق، معلمی نوآور و مدرسه ای با هوش مصنوعی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر