چکیده مقاله
سکوت در قراردادها همواره یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در نظریه عمومی قراردادها به شمار می رود این مسئله که آیا سکوت می تواند به عنوان نشانه ای از توافق و تعهد تلقی شود یا نه، بستگی وثیقی به نظام نظری حاکم بر قرارداد یعنی نظریه اراده Will Theory یا نظریه تعهد Obligation Theory دارد در حقوق ایران، مبنای اصلی قراردادها بر اراده مبتنی است، حال آن که در کنوانسیون بیع بین المللی کالا CISG و نیز نظام های رومی ژرمنی فرانسه و آلمان و کامن لا انگلستان و آمریکا ، برخورد با سکوت رویکردهای گوناگونی دارد در این مقاله، با تحلیل تطبیقی این رویکردها، تلاش شده است تا ضمن بررسی مبانی نظری سکوت در فرآیند تراضی، حدود و آثار آن در ایجاد یا عدم ایجاد تعهدات قراردادی روشن گردد یافته ها حاکی از آن است که در حقوق مبتنی بر نظریه تعهد، سکوت در شرایط خاص می تواند مفید التزام باشد، در حالی که در نظام های اراده محور، اثبات قصد الزام آور سکوت دشوارتر است نتیجه این پژوهش، تاکید بر نقش زمینه و قرائن در تفسیر سکوت، و ضرورت اتخاذ رویکردی منعطف و مبتنی بر مقتضیات تعاملات تجاری معاصر است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�شکنی، مصطفی،1404،«سکوت در قراردادها در پرتو نظریه های تعهد و اراده : مطالعه تطبیقی در حقوق ایران، کنوانسیون بیع بین المللی کالا (CISG) و نظام های حقوقی رومی-ژرمنی و کامن لا»،پانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق30 مهر 1404 · تهران