چکیده مقاله
نهاد صلح در حقوق مدنی ایران، به دلیل انعطاف پذیری ذاتی، امکان استفاده در مقام عقود مختلف را داراست این مقاله با رویکردی تحلیلی، به بررسی امکان سنجی انعقاد عقد صلح در مقام دو عقد معین ودیعه و عاریه می پردازد و حدود و آثار چنین جایگزینی ای را مورد واکاوی قرار می دهد ودیعه و عاریه، به عنوان عقودی اذنی، جایز و مبتنی بر اعتماد و احسان، واجد احکام خاصی همچون امانی بودن ید متصرف و عدم ضمان او جز در فرض تعدی و تفریط هستند در مقابل، عقد صلح اصولا عقدی لازم با ماهیتی مستقل است که این تفاوت، پرسش های جدی درباره امکان انتقال کامل آثار ودیعه و عاریه به قالب صلح ایجاد می کند یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند انعقاد صلح در مقام ودیعه و عاریه از حیث قانونی ممکن است، اما این امکان به معنای جانشینی کامل و ماهوی صلح به جای این عقود نیست تعیین آثار حقوقی چنین رابطه ای، بیش از آنکه تابع عنوان و قالب عقد باشد، وابسته به قصد مشترک طرفین، ماهیت واقعی رابطه حقوقی و هدف اقتصادی و اجتماعی قرارداد است در نتیجه، در مواردی که صلح صرفا پوششی برای تنظیم رابطه ای با ماهیت ودیعه یا عاریه باشد، احکام خاص این عقود، از جمله جایز بودن عقد و امانی بودن ید متصرف، باید همچنان حاکم تلقی شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پاکزاد، مهرداد،1404،بررسی امکان سنجی عقد صلح در مقام ودیعه و عاریه،پانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق30 مهر 1404 · تهران