چکیده مقاله
پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی انتقادی و با تکیه بر مبانی نظری اقتصاد سیاسی هنر و حامی گری درباری، به واکاوی جایگاه ساختاری و نهادینه حمایت های سلطنتی صفوی در شکل دهی به تحول و شکوفایی هنرهای کتاب آرایی ایران می پردازد برخلاف روایت های کلاسیک تاریخ هنر که بیش از حد بر توانمندی های زیباشناختی هنرمندان، تکامل تکنیکی خطوط و نگاره ها، یا استمرار سنت های هنری مکاتب تبریز، قزوین و اصفهان تاکید کرده اند، این مطالعه بر آن است تا نشان دهد که تولید هنری در دوره صفوی در بستری کاملا مدیریت شده، هدفمند و سیاسی شده انجام گرفته است در این چشم انداز، شاهکارهای خوشنویسی و نگارگری این دوره را نه می توان صرفا محصول نبوغ فردی دانست و نه برآمده از روندی خودانگیخته؛ بلکه این آثار نتیجه وضعیت خاصی هستند که در آن قدرت سیاسی، ایدئولوژی مذهبی، سیاست های فرهنگی دولت و اقتصاد هنر به نحوی نظام مند در هم تنیده شده اند بلخاری قهی، ۱۴۰۰ بر اساس بررسی انتقادی اسناد مکتوب، نسخه های خطی، فرمان های سلطنتی و شواهد تاریخی مربوط به کارگاه ها و کتابخانه های درباری، روشن می شود که حکومت صفوی با طراحی یک دستگاه فرهنگی منسجم و متمرکز، هنر را به بخشی از سازوکار دولت سازی و تثبیت هویت دینی سیاسی خود تبدیل کرد اهتمام صفویان به تاسیس کتابخانه ها و کارگاه های سلطنتی نه تنها به سازمان دهی نیروی انسانی متخصص و تقسیم کار دقیق میان خوشنویسان، نگارگران، مذهبان و کاتبان انجامید، بلکه امکان تولید آثار فاخر و کنترل محتوایی آنها را در چارچوب اهداف ایدئولوژیک حکومت فراهم ساخت آژند، ۱۳۹۸ در چنین بستری، هنر کتابی صفوی ماهیتی دوگانه یافت: هم عرصه ای برای بروز زیبایی شناسی ایرانی اسلامی و هم ابزاری استراتژیک برای مشروعیت بخشی به حاکمیت و تثبیت گفتمان شیعی در این میان نقش شاهانی همچون شاه تهماسب یکم و شاه عباس اول کاملا تعیین کننده بود شاه تهماسب که خود تربیت یافته محیط هنری تبریز بود، نه تنها در سطح مالی از هنرمندان حمایت می کرد، بلکه به طور مستقیم بر انتخاب موضوعات، کیفیت کار، گزینش هنرمندان و روند تولید نسخه های سلطنتی نظارت داشت؛ از این رو تحولات مکتب تبریز و سپس قزوین را باید در چارچوب سیاست گذاری فرهنگی او تحلیل کرد Babaie, ۲۰۱۹ سیاست های فرهنگی دوران او نشان می دهد که هنر به ابزاری برای تقویت هیبت دولت و بازنمایی هویت شیعی تبدیل شد؛ امری که در قرآن های سلطنتی، شاهنامه های فاخر و مرقعات دوره وی به روشنی قابل مشاهده است در دوره شاه عباس اول، سیاست فرهنگی صفویان دچار دگردیسی شد و هنر از انحصار کامل دربار فاصله گرفت؛ بااین حال، ساختار حمایتی دولت همچنان به عنوان نهاد تنظیم گر باقی ماند شاه عباس با توسعه کارگاه های سلطنتی در اصفهان، هم به کنترل ایدئولوژیک محتوا ادامه داد و هم امکان شکل گیری یک بازار شهری هنر را فراهم ساخت؛ بازاری که موجب رشد هنرمندان مستقل تری چون رضا عباسی شد این گذار، نگارگری و خوشنویسی را به سوی فردیت بیشتر، سادگی فرمال و تاکید بر زندگی روزمره سوق داد؛ حال آنکه همچنان در مدار اقتدار سیاسی و ذوق دربار باقی ماند Canby, ۲۰۱۴ بنابراین، پویایی درونی مکاتب هنری صفوی را باید محصول همزمان دو نیروی ساختاری دانست: تمرکزگرایی درباری و گردش اجتماعی هنر در میدان شهری تحلیل نهایی نشان می دهد که نظام حامی گری صفوی را باید یک نهاد فرهنگی دولت محور دانست که نه تنها سازوکار تولید هنر را مدیریت می کرد، بلکه با هدایت معنا، انتخاب مضامین، سازمان دهی منابع و کنترل روند تولید، زبان بصری عصر صفوی را شکل داد هنرهای تصویری این دوره، بازتابی از تلاقی قدرت سیاسی، مشروعیت مذهبی و مهندسی فرهنگی اند و درک ژرف آنها بدون توجه به این شبکه پیچیده روابط ممکن نیست ازاین رو، شکوفایی هنر صفوی یک رویداد زیباشناختی صرف نبوده، بلکه فرآیندی ساختاری تاریخی است که در دل آن هنر و قدرت در پیوندی ارگانیک با یکدیگر عمل کرده اند این مطالعه نشان می دهد که پیوند میان هنرمند و حامی در دوره صفوی نه رابطه ای شخصی، بلکه رابطه ای نهادی، ساختاری و مبتنی بر منطق دولت سازی بوده است؛ منطقی که به هنر صفوی نه تنها دوام، بلکه هویت و جهت بخشی بنیادی بخشید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فوری چیانه، علی اکبر،1405،نقش کلیدی حمایت های درباری دوره صفوی در پیشرفت خوشنویسی و نگارگری ایران،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 اردیبهشت 1405 · تهران