چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق همگرایی میان فناوری های نوظهور، استراتژی های یادگیری بازی محور و پارادایم یادگیری پیوسته در راستای تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم انجام شده است در حالی که مدل های سنتی آموزشی با بحران انگیزه و شکاف میان دانش کلاسی و نیازهای جامعه شبکه ای روبرو هستند، تلفیق این سه مولفه می تواند مسیری نوین برای ارتقای مشارکت فعال و تحقق عدالت آموزشی بگشاید روش این پژوهش از نوع مروری تحلیلی است که با استناد به منابع معتبر داخلی و خارجی و تحلیل محتوای کیفی آن ها صورت گرفته است یافته ها نشان می دهد که یادگیری پیوسته با محور قرار دادن علایق شخصی دانش آموزان و پیوند آن با شبکه های اجتماعی و فرصت های دیجیتال، حس عاملیت را در یادگیرندگان تقویت کرده و بازی محوری به عنوان محرک اصلی انگیزه، فرآیند دشوار یادگیری را به تجربه ای لذت بخش و ماندگار تبدیل می کند همچنین فناوری به عنوان زیرساخت این تحول، امکان شخصی سازی آموزش را برای گروه های متنوع دانش آموزی فراهم آورده و محدودیت های فیزیکی و اقتصادی را در دستیابی به آموزش باکیفیت کمرنگ می سازد نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که گذار به این پارادایم مستلزم بازنگری در نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر و بازطراحی محیط های یادگیری به صورت چرخه های باز و تعاملی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ولی پور، سیمین و جباری امیرالمومنین، افشین و شریفی تبار، سکینه و نظری، هانیه،1404،واکاوی همگرایی فناوری های نوظهور، یادگیری بازی محور و یادگیری پیوسته در تحول نظام آموزش و پرورش،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر