چکیده مقاله
هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای بازاریابی و برندسازی در چارچوب مدیریت مقصد گردشگری با تمرکز بر سواحل استان مازندران در حاشیه دریای خزر است پژوهش از نوع مطالعه موردی و کیفی مبتنی بر داده های ثانویه است و با ترکیب مرور ادبیات بازاریابی مقصد، سازمان های مدیریت مقصد و برندسازی مقصد و نیز تحلیل تماتیک منابع مرتبط با گردشگری ساحلی ایران انجام شد یافته ها نشان می دهد «دریای مازندران» از نظر بازاریابی، یک مقصد همگن نیست؛ بلکه شبکه ای از خردمقاصد با کیفیت تجربه، ظرفیت خدمات، و الگوهای تقاضای متفاوت است؛ ازاین رو معماری برند برند چتری برندهای فرعی خوشه ای برای مدیریت انتظارات و کاهش شکاف میان وعده برند و واقعیت تجربه ضروری است مضمون های کلیدی شامل: ضرورت تعریف هویت برند مبتنی بر تجربه ترکیبی دریا–جنگل–فرهنگ؛ مدیریت کیفیت تجربه در اوج تقاضا و کنترل ازدحام؛ نقش خانه دوم ها و اقتصاد زمین به عنوان عامل دوگانه فرصت/تهدید برای تصویر مقصد؛ محوریت بازاریابی دیجیتال و محتوای تولیدشده توسط کاربر در شکل گیری تصویر مقصد؛ اهمیت سگمنت بندی و عبور از بازار انبوه تابستانی؛ و نهایتا پیوند ناگسستنی برند با حکمرانی حریم ساحلی، ایمنی و مدیریت پسماند در بخش بحث، یک بسته سیاستی سه لایه پیشنهاد می شود: ۱ حکمرانی و تنظیم گری مقصد حریم ساحلی، محیط زیست، استانداردها ، ۲ مدیریت تجربه کیفیت، ایمنی، توزیع زمانی مکانی تقاضا ، و ۳ بازاریابی دیجیتال مبتنی بر هم آفرینی گوش دادن اجتماعی، مدیریت شهرت، و روایت سازی بومی این چارچوب می تواند به عنوان نقشه راه اولیه برای سازمان های مدیریت مقصد، شهرداری ها و بخش خصوصی در جهت برندسازی پایدار سواحل مازندران به کار رود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میری دورهونی، گلرخ،1404،بازاریابی و برندسازی مدیریت مقصد گردشگری مطالعه موردی: دریای مازندران (سواحل استان مازندران)،سومین همایش ملی و اولین همایش بین المللی مدیریت مقصد گردشگری: (اقتصاد دریا)،بابلسر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش دوسالانه ملی پژوهشهای نوپدید در حسابداری، مالی، مدیریت و اقتصاد با رویکرد توسعه اکوسیستم نوآوری25 بهمن 1404 · تهران