چکیده مقاله
ازدواج، فراتر از آثار حقوقی، دارای پیامدهای مهم اجتماعی است؛ چرا که خانواده به عنوان یکی از ارکان اصلی جامعه، نقشی حیاتی در سعادت کلی آن ایفا می کند بنابراین، توجه دقیق به شرایط صحت عقد نکاح، که بنیان گذار خانواده است، امری ضروری به نظر می رسد یکی از موضوعات اختلافی در فقه اسلامی، مسئله ازدواج دختران است در خصوص مفاهیم رشد و دوشیزگی در ازدواج و همچنین لزوم یا عدم لزوم اذن پدر، میان مذاهب اسلامی و حقوقدانان دیدگاه های متفاوتی وجود دارد این در حالی است که ازدواج، منشا شکل گیری خانواده، یکی از پایه های اساسی اجتماع، محسوب می شود و ضابطه مند بودن قواعد و مقررات آن می تواند بسیاری از آسیب های اجتماعی را پیشگیری کند اهتمام پژوهش حاضر بررسی اجازه ی ازدواج در نکاح دختر باکره در فقه و حقوق ایران می باشد که به روش توصیفی – تحلیلی است نتایج حاکی از آن است که در قانون مدنی ایران در این زمینه دو ماده مهم وجود دارد بر اساس ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی، دختر باکره، بدون توجه به سن، برای ازدواج باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و بدون اذن آنان عقد نکاح ممکن نیست اگر پدر یا جد پدری بدون دلیل موجه از ازدواج او جلوگیری کنند، دختر می تواند با طی مراحل قانونی، اجازه دادگاه را برای ازدواج دریافت کند همچنین در صورتی که پدر غایب باشد یا دسترسی به او ممکن نباشد، دختر می تواند ازدواج کند، اما طبق تبصره ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی، این امر منوط به احراز موضوع توسط دادگاه است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محبوبی شوشتری، سیما،1404،اجازه ازدواج در نکاح دختر باکره در حقوق ایران،ششمین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی ارزش های تمدنی ایرانی اسلامی18 بهمن 1404 · همدان