چکیده مقاله
قتل های موسوم به ناموسی از چالش برانگیزترین اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت اند که در بستر تعارض میان هنجارهای عرفی، ساختارهای قدرت خانوادگی و الزامات حقوق کیفری رخ می دهند این پژوهش با تمرکز بر حقوق ایران و با رویکرد تطبیقی، به تشریح جایگاه قتل های ناموسی در نظام حقوقی، سازوکارهای مسئولیت کیفری، کیفیت حمایت از بزه دیدگان و نیز نحوه بازتاب عرف در فرایند دادرسی می پردازد و شکاف میان «انتظارات عرفی» و «الزامات قانونی» را به عنوان مسئله محوری تحلیل می کند هدف تحقیق، شناسایی مصادیق و علل شکل گیری این شکاف، ارزیابی کارآمدی قواعد کیفری موجود در پیشگیری و پاسخ دهی عادلانه، و ارائه پیشنهادهایی برای کاهش تعارض عرف و قانون و تقویت حمایت از قربانیان بالقوه در چهارچوب موازین حقوقی ایران است روش پژوهش توصیفی–تحلیلی با اتکا به مطالعه کتابخانه ای قوانین، دکترین حقوقی و رویه قضایی قابل دسترس است و در بخش تطبیقی، برخی الگوهای سیاست جنایی و تقنینی در نظام های حقوقی منتخب به ویژه در زمینه حذف یا محدودسازی توجیهات عرفی، تشدید حمایت های حمایتی پیشگیرانه و مدیریت ریسک خشونت خانگی بررسی و با وضعیت ایران سنجیده می شود یافته ها نشان می دهد که بخشی از شکاف عرف و قانون از دو منبع اصلی تغذیه می کند: نخست، بازتولید هنجارهای ناموسی در سطح اجتماعی که به «عادی سازی» خشونت یا تلقی آن به عنوان واکنش قابل فهم می انجامد؛ دوم، وجود یا نحوه اجرای برخی سازوکارهای حقوقی که می تواند به کاهش بازدارندگی یا تضعیف حمایت موثر از بزه دیدگان منتهی شود همچنین نتایج تطبیقی دلالت دارد که کاهش این شکاف مستلزم ترکیبی از اصلاحات تقنینی هدفمند، رویه قضایی حساس به جنسیت، تقویت مداخلات حمایتی پیشا دادرسی مانند دستورات حمایتی و ارزیابی خطر و سیاست های فرهنگی آموزشی برای تغییر هنجارهای خشونت زا است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هریاری، مهدیه،1404،مطالعه تطبیقی حقوق ایران در خصوص قتل های ناشی از ناموس و شکاف میان عرف و قانون،ششمین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی ارزش های تمدنی ایرانی اسلامی18 بهمن 1404 · همدان