چکیده مقاله
شادی، یکی از جنبه های عاطفی وجود انسان است که تاثیر بسیاری بر روح و جسم داشته و اثرات آن درجامعه نیز انکارناپذیر است اگرچه تعریف روانشناسان از علل و عوامل شادی متفاوت است اما همه در یکاصل باهم اتفاقنظر دارند و آن نیاز و ضرورت فرد و جامعه به تقویت بعد شادمانی در وجود انسان است واینکه این حس میتواند موجبات شکوفایی را در فرد و جامعه فراهم آورد این مطالعه موید آن است کهتعلیمات و آموزه های جلال الدین مولوی، شاعر و عارف نامدار سده ۷ هجری، در پی فراهم آوردن زمینه هایشادی است با این تفاوت که شادمانی از دیدگاه او به عنوان یک عارف متشرع با آراء بزرگان دیگر متفاوتاست این پژوهش بر آن است که شادی و نشاط را بر اساس مثنوی معنوی یکی از آثار برجسته این شاعربزرگ بررسی نموده و عقاید مولانا را با یافته های برخی از روانشناسان مقایسه نماید دستیابی به افکار واندیشه های مولانا ازاین جهت حائز اهمیت است که عقاید او را می توان به عنوان یک شاعر و عارف بزرگمسلمان و نماینده عرفان اسلامی ملحوظ داشته و بر افکار بسیاری از پیروان او تعمیم داد روش ما در ایننوشتار، کتابخانه ای و بر اساس مطالعه اسنادی و مقایسه و تحلیل محتوا خواهد بود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فراتی، مریم،1400،بررسی روان شناسی شادی در اشعار مولوی،سومین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش30 بهمن 1400 · تهران