چکیده مقاله
مسئله اصلی تحقیق بر این محور استوار است که چگونه می توان با بهره گیری از ظرفیت های تحلیلی و انطباقی هوش مصنوعی، ساختار برنامه درسی را از حالت ایستا به نظامی پویا و منعطف تبدیل کرد که در آن تدریس، یادگیری و ارزشیابی به صورت یکپارچه و با کیفیت بالاتر انجام شوند این پژوهش تلاش دارد تا ضمن تبیین ابعاد نظری این تحول، چارچوبی عملیاتی برای ادغام مسئولانه فناوری در محیط های آموزشی ارائه دهد در این الگو، هوش مصنوعی به عنوان یک لایه پشتیبان در تمامی مراحل طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه درسی حضور دارد و وظیفه تحلیل مستمر داده های یادگیری و ارائه پیشنهادهای بهنگام به معلمان و یادگیرندگان را بر عهده دارد مولفه های مدل به گونه ای تنظیم شده اند که میان توانمندی های محاسباتی فناوری و ملاحظات تربیتی و انسانی توازن برقرار شود تمرکز اصلی بر این است که فناوری به جای تحمیل ساختار خود بر آموزش، در خدمت اهداف والای تربیتی و رشد همه جانبه یادگیرندگان قرار گیرد به کارگیری این الگو تاثیر معناداری بر بهبود کیفیت تدریس از طریق تقویت قدرت تصمیم گیری معلمان و کاهش بارهای اجرایی آنان دارد در حوزه یادگیری، مدل منجر به افزایش درگیری تحصیلی، تقویت انگیزه و عمق بخشی به درک مفاهیم از طریق ارائه مسیرهای یادگیری شخصی سازی شده می شود همچنین، نظام ارزشیابی در این مدل از حالت نتیجه محور به حالت فرایندمدار و تشخیصی تغییر یافته است که به ارائه بازخوردهای دقیق و بهبود مستمر عملکرد یادگیرندگان می انجامد این نتایج تایید می کنند که ادغام هوشمندانه هوش مصنوعی در برنامه درسی می تواند بسیاری از چالش های مزمن آموزشی مانند نادیده گرفتن تفاوت های فردی و نبود بازخورد بهنگام را برطرف سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بیع زاده هفشجانی، آسیه و مهدوی هفشجانی، مهدیه،1404،ارائه مدل تحول برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی تاثیر آن بر بهبود کیفیت تدریس، یادگیری و ارزشیابی در نظام آموزشی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه