چکیده مقاله
برنامه ریزی درسی به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی، بدون اتکا به مبانی نظری منسجم، در معرض تصمیم گیری های سلیقه ای و ناپایدار قرار می گیرد نظریه های برنامه درسی با فراهم ساختن چارچوب های فکری منظم، به برنامه ریزان، معلمان و مدیران آموزشی کمک می کنند تا اهداف، محتوا، روش های یاددهی–یادگیری و ارزشیابی را به صورت هدفمند و معنادار طراحی و اجرا نمایند ازاین رو، آشنایی با نظریه های برنامه درسی، پیش شرط ارتقای کیفیت تصمیم گیری آموزشی به شمار می آید نظریه های برنامه درسی، با تبیین دیدگاه های مختلف نسبت به ماهیت یادگیری، نقش معلم و جایگاه یادگیرنده، امکان تحلیل عمیق تر مسائل آموزشی را فراهم می سازند برای مثال، برخی نظریه ها بر انتقال دانش سازمان یافته تاکید دارند، درحالی که رویکردهای نوین، یادگیری را فرایندی فعال، تعاملی و مبتنی بر تجربه می دانند شناخت این تفاوت ها، به معلمان کمک می کند تا روش های تدریس خود را متناسب با اهداف تربیتی و ویژگی های رشدی یادگیرندگان انتخاب کنند از سوی دیگر، نظریه های برنامه درسی نقش مهمی در تبیین سطوح و انواع برنامه درسی ایفا می کنند این نظریه ها نشان می دهند که برنامه درسی تنها به سطح رسمی و مکتوب محدود نیست، بلکه شامل برنامه درسی اجراشده، پنهان و تجربه شده نیز می شود توجه به این سطوح، معلمان را نسبت به پیامدهای ناخواسته آموزشی آگاه ساخته و زمینه اصلاح مستمر عملکرد آموزشی را فراهم می آورد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قادری، سودابه،1404،بررسی الگوهای برنامه ریزی درسی و اجرایی در مدارس و با تاکید بر نظریه ها و مکاتب روانشناسی و آموزشی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه