چکیده مقاله
مفهوم «حق» از بنیادی ترین و محوری ترین مفاهیم حقوقی است که همواره با عدالت و نظم حقوقی در تعامل بوده است این مفهوم در طول تاریخ، بسته به ساختارهای اجتماعی، سیاسی و نهادی هر دوره، معنای متفاوتی یافته و کارکردهای آن دچار تحول شده است پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی–تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای معتبر، سعی دارد سیر تحول مفهومی حق و نسبت آن با عدالت را در بستر تاریخ حقوق تبیین کند یافته ها نشان می دهند که در مراحل اولیه تاریخ حقوق، حق مبتنی بر اصول طبیعی و الهی تعریف می شد و عدالت به عنوان فضیلتی اخلاقی، معیار هماهنگی رفتار انسان با نظم برتر تلقی می گردید با گسترش جوامع و ظهور دولت های متمرکز، نیاز به قواعد الزام آور و نهادهای رسمی موجب شد حق به مفهومی نهادی و قانونی تبدیل شود و عدالت نیز از فضیلتی اخلاقی به سازوکاری حقوقی و نهادی ارتقا یابد در حقوق مدرن و معاصر، حق به عنوان رکن بنیادین نظم حقوقی مطرح شده و عدالت در قالب سازوکارهای قضایی و نهادهای بین المللی تحقق می یابد؛ بدین ترتیب، رابطه میان فرد، جامعه و دولت تغییر یافته و نقش نهادها و ساختارهای قدرت در تضمین و تحقق حقوق و عدالت برجسته می شود این تحلیل نشان می دهد که فهم حقوق مدرن بدون درک سیر تحول تاریخی حق و عدالت ناقص است و می تواند به برداشت های ساده انگارانه منجر شود پژوهش حاضر علاوه بر تبیین نظری تحول مفهومی حق و عدالت، پیامدهای عملی و علمی آن را برای تحلیل حقوق معاصر، سیاست گذاری و بازاندیشی نهادهای حقوقی مورد توجه قرار می دهد و نشان می دهد که تحلیل ترکیبی تاریخی–نهادی می تواند ابزار قدرتمندی برای بررسی پیچیدگی های نظم حقوقی مدرن باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدپور، عرفان و فیض عارفی، فاطمه،1404،تحول مفهومی حق و عدالت در تاریخ حقوق (تحلیلی تاریخی–نظری بر شکل گیری و کارکردهای نظم حقوقی)،بیست و سومین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضایی17 بهمن 1404 · مسجد سلیمان