چکیده مقاله
نظریه های یادگیری شناخت گرایی و سازنده گرایی دو رویکرد مهم در آموزش ابتدایی هستند که هر کدام تاکید ویژه ای بر فرآیند یادگیری دانش آموزان دارند شناخت گرایی بر چگونگی سازماندهی و پردازش اطلاعات در ذهن تاکید دارد و معتقد است یادگیری زمانی موثر است که دانش آموزان بتوانند مفاهیم را به صورت ساختارمند درک و ذخیره کنند در آموزش ابتدایی، استفاده از این نظریه باعث می شود معلمان با طراحی فعالیت های منظم و مرحله ای، پایه های شناختی دانش آموزان را تقویت کنند و به آن ها کمک کنند تا اطلاعات جدید را با دانش قبلی خود پیوند دهند این رویکرد موجب ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله در کودکان می شود و یادگیری را هدفمند و مستحکم می سازد در مقابل، نظریه سازنده گرایی بر نقش فعال دانش آموز در فرآیند یادگیری تاکید دارد و معتقد است دانش باید توسط خود یادگیرنده از طریق تجربه های عملی و تعاملات اجتماعی ساخته شود در آموزش ابتدایی، این رویکرد به معلمان توصیه می کند که محیط های یادگیری مشارکتی و پروژه محور فراهم کنند تا کودکان با همکاری و کشف مستقل، دانش خود را بسازند و مهارت های اجتماعی و خلاقیتشان رشد یابد تلفیق این دو نظریه در کلاس های ابتدایی می تواند منجر به ایجاد محیطی شود که هم پایه های شناختی دانش آموزان تقویت شود و هم فرصت های تجربه و مشارکت فعال فراهم گردد به این ترتیب، یادگیری برای دانش آموزان معنادارتر، پویاتر و پایدارتر خواهد بود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ئیسی زاده دشتکی، طاهره و علیمرادزاده، فرناز و صاکی، زهرا،1403،کاربرد نظریه های یادگیری در آموزش ابتدایی(تاکید بر شناخت گرایی و سازنده گرایی)،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه