چکیده مقاله
عنصر معنوی یا سوءنیت از ارکان بنیادین حقوق جزای بین الملل و شرطی لازم جهت احراز مسئولیت کیفری انفرادی در قبال نقض فاحش حقوق بشردوستانه بین المللی محسوب می شود از منظر تاریخی، منشورهای نورنبرگ و توکیو و همچنین اساسنامه های محاکم اختصاصی یوگسلاوی سابق و رواندا، فاقد تعریفی صریح از این مفهوم بودند؛ با این حال، ماده ۳۰ اساسنامه رم با تبیین عنصر معنوی بر پایه دو مولفه اصلی «قصد» و «علم»، گام موثری در راستای شفافیت تقنینی برداشت علیرغم این پیشرفت، مناقشات دکترینال پیرامون قلمرو دقیق ماده مذکور همچنان پابرجاست؛ به گونه ای که گروهی از حقوقدانان آن را واجد سه شق سوءنیت مستقیم درجه اول، مستقیم درجه دوم و سوءنیت احتمالی می دانند و در مقابل، برخی دیگر معتقدند مفاد این ماده صرفا به سوءنیت مستقیم در هر دو درجه آن محدود می گردد این نوشتار با اتخاذ رویکردی تطبیقی، به واکاوی عمیق عنصر معنوی و تحلیل تعامل میان ماده ۳۰ و سایر مقررات اساسنامه، به ویژه در پرتو دکترین قضایی پرونده لوبانگا، می پردازد ضرورت این مطالعه تطبیقی از آنجا ناشی می شود که اساسنامه توسط نمایندگانی با نحله های فکری و فرهنگ های حقوقی گوناگون تدوین شده است؛ در نتیجه، تفسیر و اجرای عنصر معنوی در رویه قضایی بین المللی، کماکان تحت تاثیر تکثر نظام های حقوقی جهانی قرار دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کاظمی صدر، امیرعطا و ولائی، آرمین،1404،رویکرد تطبیقی تفسیر عنصر روانی در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری،بیست و سومین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضایی17 بهمن 1404 · مسجد سلیمان