چکیده مقاله
با آغاز دوران مدرسه، کودکان ابعاد جدیدی از شخصیت خویش را آشکار میسازند و ناخودآگاه میکوشند تا رفتارهای فردیشان را تثبت کنند »اعتماد به نفس « نه تنها یکی از نیازهای شخصیتی کودکان است بلکه بعد جدیدی از رفتارهای اجتماعی آن هاست؛ به طوری که کودکان بدون آن ناتوان از ادامه ی راه و زندگی در اجتماع خواهند شد کودکانی که اعتماد به نفس بالائی دارند، میل به تجربه کردن و آزمودن موقعیت ها و موفقیت های اجتماعی تحصیلی را دارند اما آن هایی که اعتماد به نفس پایین تری دارند، هیچگاه به برقراری ارتباط با دیگران و کسب امتیازات اجتماعی تحصیلی نمی اندیشند یکی ازدلایل عدم یادگیری در کودکان ضعف دراعتماد به نفس آنهاست و این رابطه مستقیمی با چگونگی نگرش فرد نسبت به خود دارد درمان آن بدون توجه به اصول و روشهای تقویت اعتماد به نفس انجام نمی پذیرد اینجانب آموزگار سال چهارم در اوایل سال تحصیلی وقتی مشاهده کردم که دانش آموزم درفعالیت های داوطلبانه شرکت نمیکند، کند نویس، حواس پرت، در نوشتن استرس دارد و کمتر سعی میکند در فعالیت های کلاسی و همچنین فعالیت های گروه ی شرکت نماید سعی نمودم تا دلیل این رفتار او را پیدا کنم و در جهت حل آن بکوشم با بررسی ها و مطالعاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که اعتماد به نفس او پایین است به همین خاطر تصمیم گرفتم اعتماد به نفس او را از طریق تشویق تقویت نمایم، لذا توانمندیهای او را مدنظرگرفتم نه ضعف ها و ناتوانایی ها در این راه از تشویق دانش آموز استفاده کردم بنا براین در جهت رفع این مشکل فعالیت های درحد توان از او خواستم تا با تلاش خود به موفقیت برسد و او را ترغیب به شرکت در فعالیت های کلاسی نمودم تا از این طریق انگیزه ی بیشتری برای سخن گفتن و ابراز وجود داشته باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قاسملو، زهرا و درخشانی، فرشته،1402،چگونه توانستم اعتماد به نفس یکی از دانش آموزان پایه چهارم را افزایش دهم،هفدهمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفدهمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی20 مرداد 1402