چکیده مقاله
در بستر آموزش نوین، سیر تحول نظریه های یادگیری از رفتارگرایی تا یادگیری عمیق شناختی، نشان دهنده ی دگرگونی عمیق در فهم انسان از فرآیند آموزش است رفتارگرایی، که در قرن بیستم با نظریه پردازانی چون اسکینر و واتسون رواج یافت، یادگیری را حاصل شرطی سازی و تکرار می دانست در این رویکرد، تمرکز بر رفتارهای قابل مشاهده و نقش محیط در شکل دهی رفتارها بود آموزش در این دیدگاه بیشتر مبتنی بر تقویت مثبت و منفی، آزمون های مکرر، و پاداش برای رفتارهای مطلوب بود اما با ورود نظریه های شناخت گرایی، مانند دیدگاه پیاژه و ویگوتسکی، یادگیری به عنوان فرآیندی فعال، درونی و مبتنی بر پردازش اطلاعات مورد توجه قرار گرفت یادگیرنده به جای یک دریافت کننده ی منفعل، به عنوان یک پردازنده ی فعال اطلاعات دیده شد این دیدگاه زمینه ساز ورود به مرحله ای شد که شناخت عمیق و ساخت گرایی در قلب آموزش جای گرفت با توسعه فناوری و پیچیده تر شدن نیازهای آموزشی، مفهوم یادگیری عمیق شناختی پدیدار شد که فراتر از حفظ و تکرار، به درک، تحلیل، ترکیب و کاربرد دانش تاکید دارد در این رویکرد، یادگیری زمانی عمیق و ماندگار تلقی می شود که فرد بتواند مفاهیم را در موقعیت های جدید به کار گیرد و تفکر انتقادی و حل مسئله در او رشد یابد استفاده از ابزارهای فناورانه مانند شبیه سازها، سیستم های یادگیری هوشمند و آموزش های شخصی سازی شده، محیط یادگیری را از حالت ایستا خارج کرده و به سوی محیطی تعاملی و پویا سوق داده اند همچنین در این فضا، مهارت های نرم مانند همکاری، تفکر خلاق و مدیریت احساسات نیز جایگاه ویژه ای یافته اند آموزش نوین، با الهام از اصول یادگیری شناختی عمیق، به دنبال پرورش فراگیرانی است که توانایی یادگیری مادام العمر، سازگاری با تغییرات و بهره گیری از دانش در زندگی واقعی را داشته باشند این تحول بنیادین نشان می دهد که آموزش صرفا انتقال اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی پیچیده برای پرورش ذهن های مستقل و خلاق است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�خشانی پور، طیبه و زنگویی دوم، محمدرضا و علی پور، نصیره و صافی، ثریا،1403،از رفتار گرایی تا یادگیری عمیق شناختی در بستر آموزش نوین،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه