چکیده مقاله
پدیده خستگی شناختی ناشی از آموزش دیجیتال به عنوان یکی از چالش های نوین نظام های آموزشی در عصر فناوری اطلاعات مطرح شده است. این خستگی که حاصل مواجهه طولانی مدت با صفحات نمایش و پردازش همزمان اطلاعات چندگانه می باشد، عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد که بار شناختی اضافی وارد بر حافظه فعال در محیط های مجازی، زمینه ساز بروز نشانه هایی نظیر سردرد، کاهش تمرکز و افت انگیزه تحصیلی می گردد. ماهیت غیرتعاملی بسیاری از محتواهای دیجیتال و فقدان بازخوردهای عاطفی مناسب، فرایند پردازش اطلاعات را با اختلال مواجه می سازد. همچنین تغییرات فیزیولوژیکی ناشی از خیره شدن به صفحه نمایش و کاهش پلک زدن، بر سلامت بینایی و کارکردهای مغزی اثر منفی می گذارد. از سوی دیگر، تفاوت های فردی در سبک های یادگیری و میزان خودتنظیمی، شدت خستگی شناختی را در میان دانش آموزان متفاوت می سازد. مطالعات طولی حاکی از آن است که تداوم این وضعیت می تواند به افت پایدار در نمرات درسی و کاهش اشتیاق به یادگیری بینجامد. راهبردهایی نظیر تقسیم زمان مطالعه، استفاده از روش های یادگیری ترکیبی و طراحی محتوای جذاب، تا حدی از شدت این خستگی می کاهد. با این وجود، فقدان دستورالعمل های علمی دقیق برای مدیریت بهینه زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال، همچنان به عنوان یک خلاء پژوهشی احساس می شود. درک عمیق تر از مکانیزم های عصبی و روانشناختی این پدیده، برای تدوین مداخلات موثر در محیط های آموزشی ضروری به نظر می رسد. در نهایت، توجه به نشانه های اولیه خستگی شناختی و طراحی برنامه های توانبخشی شناختی می تواند از پیامدهای درازمدت این پدیده بکاهد.
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کار اندیش، فرح ناز و زهادت، نرگس و سرشتی، راضیه،1404،بررسی پدیده خستگی شناختی ناشی از آموزش دیجیتال در دانش آموزان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه