چکیده مقاله
آموزش به دانش آموزان دیرآموز با چالش های متعددی همراه است که نیازمند توجه ویژه و برنامه ریزی دقیق آموزشی است این دانش آموزان که در مرز بین هوشبهر عادی و کم توانی ذهنی قرار دارند، اغلب در سکوت رنج می برند و نیازهایشان نادیده گرفته می شود مهمترین چالش، تشخیص دقیق و به موقع این دانش آموزان است، چرا که بسیاری از آنان به اشتباه به عنوان دانش آموزان بی انگیزه یا تنبل برچسب می خورند نظام های آموزشی یکسان نگر نیز معمولا پاسخگوی نیازهای خاص این گروه نیستند محدودیت های شناختی مانند مشکلات حافظه فعال، سرعت پردازش پایین و دشواری در تفکر انتزاعی، چالش های یادگیری مضاعفی ایجاد می کنند از سوی دیگر، این دانش آموزان اغلب با مشکلات هیجانی اجتماعی مانند اعتمادبه نفس پایین، اضطراب و انزوای اجتماعی دست وپنجه نرم می کنند کمبود معلمان آموزش دیده و متخصص در این حوزه، نبود مواد آموزشی مناسب و فشار سیستم آموزشی برای رسیدن به استانداردهای معمول، از دیگر موانع پیش روی این دانش آموزان است با این حال، با به کارگیری راهبردهای مناسب مانند آموزش انفرادی، استفاده از روش های چندحسی، تقسیم مفاهیم به بخش های کوچک تر و ایجاد فضای حمایتی می توان به پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی این دانش آموزان کمک کرد همکاری بین معلمان، خانواده ها و متخصصان روان شناسی آموزشی نیز نقش کلیدی در غلبه بر این چالش ها ایفا می کند در نهایت، نیاز به بازنگری در سیاست های آموزشی و ایجاد نظام های حمایتی تخصصی برای این گروه از دانش آموزان احساس می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هیلی، مهری و احمدلو، عذرا و جهانگیری، کبری و بابائی، زهرا،1403،چالش های آموزش به دانش آموزان دیر آموز،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه