چکیده مقاله
تفکر انتقادی در محیط های آموزشی، فراتر از یک مهارت ذهنی، یک رویکرد فعالانه به یادگیری است که در آن دانش آموز به جای پذیرش غیرمنتقدانه اطلاعات، آن ها را مورد تحلیل، ارزیابی و بازنگری قرار می دهد این توانمندی، یادگیرنده را قادر می سازد تا میان ادعاهای بی اساس و استدلال های منطقی تمایز قائل شود و با پرسشگری هدفمند، ریشه های یک مسئله را شناسایی کند در واقع، هدف از پرورش تفکر انتقادی، تبدیل دانش آموز از یک مصرف کننده منفعل دانش به یک تولیدکننده فعال و تحلیل گر است که می تواند با نگاهی چندبعدی به موضوعات، پیش فرض های ذهنی خود را به چالش بکشد و به نتایجی برسد این نوشتار به بررسی ضرورت گذار از مدل های آموزشی سنتی و حفظ محور به سوی پرورش تفکر انتقادی در مدارس می پردازد و استدلال می کند که هدف غایی آموزش باید از «بازتولید اطلاعات» به «تحلیل و ارزیابی آگاهانه» تغییر یابد در این مسیر، محوریت یادگیری از پذیرش غیرمنتقدانه روایت ها به پرسشگری هدفمند و شناسایی سوگیری های ذهنی تغییر می کند و نقش معلم از منبع واحد دانش به تسهیل گری تبدیل می شود که با به کارگیری روش های سقراطی، بستر استقلال شناختی را برای دانش آموزان فراهم می آورد در نهایت، با تاکید بر چالش های عصر دیجیتال و انفجار اطلاعات، این متن نشان می دهد که تجهیز یادگیرندگان به سواد تحلیلی و توانایی تفکیک واقعیت از نظر، نه تنها برای رشد تحصیلی، بلکه برای تبدیل شدن به شهروندانی مستقل، مسئول و مقاوم در برابر اثرپذیری های ناآگاهانه، حیاتی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مانیان زاد، قاسم،1404،راهبردهای توسعه تفکر انتقادی در محیط های آموزشی و اثر آن بر رشد ذهنی یادگیرندگان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه