چکیده مقاله
طلاق به عنوان یکی از پدیده های اجتماعی، ابعاد حقوقی، فرهنگی و مذهبی متعددی دارد در حقوق ایران، طلاق عمدتا مبتنی بر فقه اسلامی شیعه امامیه بوده و مرد نقش محوری در آغاز فرآیند طلاق دارد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی به مرد این حق را داده که هر زمان بخواهد، همسر خود را طلاق دهد، گرچه اصلاحات بعدی و مداخله دادگاه تلاش کرده تا این اختیار را محدود و در چهارچوب حقوق زن تنظیم کند در مقابل، کنوانسیون های بین المللی، به ویژه کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان CEDAW ، بر برابری حقوق زن و مرد در امر ازدواج و طلاق تاکید دارند بر اساس این کنوانسیون، هیچ یک از طرفین نباید در امر طلاق بر دیگری برتری داشته باشد، و هر دو باید دارای حقوق و مسئولیت های مساوی در فسخ ازدواج، حضانت فرزندان و تقسیم اموال باشند تفاوت عمده در این است که در حقوق ایران، طلاق از سوی مرد نیاز به اثبات دلیل ندارد، در حالی که زن برای طلاق باید دلایل موجهی مانند عسر و حرج یا عدم پرداخت نفقه ارائه دهد این مسئله با اصول برابری جنسیتی در اسناد بین المللی در تعارض قرار دارد همچنین، ایران به دلیل ملاحظات فقهی به کنوانسیون CEDAWنپیوسته است از سوی دیگر، قوانین ایران در سال های اخیر با اصلاحاتی همچون الزام به اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه و تعیین مهریه و نفقه سعی در کاهش نابرابری ها داشته اند، ولی این تغییرات کافی نبوده و همچنان تفاوت بنیادین با استانداردهای بین المللی وجود دارد موضوع حضانت نیز یکی دیگر از موارد اختلاف است؛ در حقوق ایران حضانت غالبا به پدر تعلق دارد، در حالی که کنوانسیون ها حضانت را تابع منافع کودک می دانند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ازیار، سیده مریم،1403،بررسی تطبیقی طلاق درحقوق ایران وکنوانسیون بین المللی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه