چکیده مقاله
شاهنامه فردوسی، به عنوان حماسه ای ملی و سند هویت ایرانی، با تلفیق اسطوره ها، تاریخ و فرهنگ، نقش بی بدیلی در شکل گیری و تداوم هویت ملی ایران ایفا کرده است فردوسی با احیای اسطوره های باستانی همچون داستان های کیومرث، جمشید، فریدون، رستم و کاوه آهنگر، نه تنها زبان فارسی را از زوال نجات داد، بلکه با خلق روایتی یکپارچه از گذشته اساطیری و تاریخی، هسته ی هویت جمعی ایرانیان را بازتعریف کرد این اسطوره ها با محوریت مفاهیمی چون عدالت، مقاومت در برابر ظلم، پاسداری از میهن و پیکار بین نیکی و بدی، به عنوان الگوهای اخلاقی و نمادین، در تقویت روحیه ی ملی گرایی و همبستگی اجتماعی تاثیری ژرف گذاشتند برای نمونه، قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک، نماد مبارزه با استبداد و احیای حقانیت مردم است، یا پهلوانی های رستم تجسم ایثار و وفاداری به میهن محسوب میشوند از سوی دیگر، فردوسی با برجسته کردن پیوند اسطوره ها با جغرافیا و تمدن ایران زمین، مرزهای هویتی ایرانیان را فراتر از قومیت و زمان، بر اساس فرهنگ مشترک تعیین کرد اسطوره های شاهنامه همچنین در دوره های بحران هویت، مانند تهاجمات خارجی، به مثابه سپری فرهنگی عمل کرده و با زنده نگه داشتن حافظه ی جمعی، مانع از هم گسیختگی هویت ایرانی شدند به این ترتیب، شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه کتابی است که با تبدیل اسطوره به تاریخ و تاریخ به اسطوره، چارچوبی نمادین برای درک «ایرانیت» خلق کرده و تا امروز به عنوان میراثی زنده، در خودآگاه ملی ایرانیان جریان دارد این اثر نشان می دهد که اسطوره ها نه روایت هایی منسوخ، بلکه بن مایه های پویایی هستند که با بازتفسیر در هر دوره، هویت ملی را بازآفرینی می کنند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمودی، زهرا،1403،نقش اسطوره های ایرانی در شکل گیری هویت ملی در شاهنامه فردوسی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه