چکیده مقاله
نظام آموزشی هر کشور، نقش بنیادین در تحقق عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و پرورش سرمایه انسانی ایفا می کند در ایران،یکی از چالش های مهم نظام آموزشی، تفاوت چشم گیر در کیفیت آموزش میان مدارس شهری و مدارس عشایری است این تفاوت ها، نه تنها ناشی از تفاوت در منابع و امکانات مادی، بلکه حاصل یک ساختار تاریخی از سیاست گذاری های متمرکز و بی توجهی به ویژگی های فرهنگی، جغرافیایی و زیست محیطی جوامع عشایری است پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی کیفیت آموزشی در مدارس عشایری و مدارس شهری ایران انجام شد تا بتواند تصویری واقع گرایانه و مستند از وضعیت آموزشی این دو نوع مدرسه ارائه داده و زمینه را برای ارائه راهکارهای اصلاحی فراهم آورد در این مطالعه، از روش تحقیق توصیفی تحلیلی با رویکرد ترکیبی کمی کیفی بهره گرفته شد جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه هفتم تا نهم، معلمان، مدیران و والدین در مدارس شهری و عشایری استان های خوزستان، فارس، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد بود از طریق نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۳۸۰ نفر از دانش آموزان، ۸۰ نفر از معلمان، ۲۴ نفر از مدیران و ۴۵ نفر از والدین به عنوان نمونه انتخاب شدند ابزارهای گردآوری داده شامل پرسش نامه کیفیت آموزشی مبتنی بر مولفه هایی چون محتوا، معلم، تجهیزات، تعامل، ارزیابی، انگیزش، و رضایت تحصیلی و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود تحلیل داده های کمی با آزمون t مستقل، و تحلیل داده های کیفی با روش تحلیل مضمون انجام گرفت یافته های پژوهش نشان داد که میانگین کیفیت آموزشی در مدارس شهری به طور معناداری بالاتر از مدارس عشایری است به ویژه در مولفه هایی مانند تجهیزات آموزشی، سطح تخصص معلمان، محتوای درسی و شیوه های ارزیابی تفاوت معناداری وجود داشت در مدارس شهری، استفاده از فناوری های نوین، کلاس های هوشمند، منابع آموزشی متنوع و حضور مشاوران آموزشی بیشتر است؛ در حالی که مدارس عشایری با کمبود شدید امکانات، معلمان چندپایه، ضعف ارتباط با والدین و مشکلات در تامین نیازهای اولیه آموزشی مواجه اند در بعد کیفی نیز، مصاحبه ها نشان داد که دانش آموزان عشایری اغلب احساس می کنند که مورد غفلت سیاست های آموزشی قرار گرفته اند، در حالی که دانش آموزان شهری، رضایت بالاتری از مدرسه و محیط آموزشی خود داشتند یکی از مهم ترین نتایج کیفی تحقیق، نقش تاثیرگذار ویژگی های بومی و سیار بودن زندگی عشایری در چالش هایآموزشی بود جابه جایی های فصلی، نبود دسترسی پایدار به برق و اینترنت، و فاصله زیاد تا مناطق شهری موجب شده که آموزش در مناطق عشایری ناپیوسته و گسسته باشد در مقابل، در مدارس شهری، تداوم آموزشی، فرصت های بیشتر براییادگیری های تکمیلی، و دسترسی به فعالیت های فوق برنامه موجب ارتقای تجربه آموزشی دانش آموزان شده است از سوی دیگر، برخی مولفه ها در مدارس عشایری نمره های قابل توجهی کسب کرده اند؛ از جمله تعامل صمیمانه میان معلمان و دانش آموزان، محیط کلاس های کوچک و حس همبستگی اجتماعی که در برخی مدارس شهری به دلیل تراکم بالای دانش آموزان وجود ندارد این امر نشان می دهد که مدارس عشایری، با وجود چالش ها، ظرفیت های ارزشمندی دارند که در صورت حمایت درست می توانند شکوفا شوند نتایج پژوهش حاضر دلالت بر آن دارد که برای کاهش شکاف کیفیت آموزشی بین مدارس عشایری و شهری، لازم است سیاست گذاری های منطقه محور، عدالت محور و انعطاف پذیر در سطح ملی طراحی شود تجهیز مدارس عشایری به حداقل امکانات فناوری، آموزش معلمان چندپایه، تدوین محتوای بومی شده، و بهره گیری از آموزش از راه دور از جمله راهکارهایی است که می تواند موجب ارتقای کیفیت آموزشی اینمدارس گردد در نهایت، این پژوهش بر ضرورت توجه همه جانبه به آموزش عشایری به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از نظام آموزشی ملی تاکید دارد و معتقد است که عدالت آموزشی زمانی محقق می شود که هیچ دانش آموزی، صرفا به دلیل محل زندگی خود، از فرصت یادگیری باکیفیت محروم نماند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ر، زینب و صفرزایی، متین و رئیسی، مسعود و دهمرده، مبینا،1403،مقایسه کیفیت آموزشی در مدارس عشایری و مدارس شهری،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه