چکیده مقاله
یکی از مهم ترین وظایف آموزش زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه، پرورش مهارت نگارش و تقویت توانایی تولید متن های خلاقانه در میان دانش آموزان است؛ مهارتی که نه تنها به رشد زبانی، بلکه به گسترش تفکر، تقویت تخیل، توسعه ی مهارت های ارتباطی و افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان منجر می شود در سال تحصیلی جاری، به عنوان دبیر زبان و ادبیات فارسی در پایه هشتم، با مسئله ای مواجه شدم که ذهنم را به شدت درگیر کرد؛ بسیاری از دانش آموزان در نوشتن انشا دچار نوعی بی میلی، تکرار، فقر واژگان، ضعف ساختاری، و ناتوانی در بیان اندیشه های خود بودند متون انشای اکثر آن ها خالی از احساس، بی روح، تکراری و فاقد جذابیت بود نوشتن انشا، به جای آنکه فرصتی برای بروز خلاقیت و اندیشه ورزی باشد، به تکلیفی اجباری و سطحی تبدیل شده بود از خود پرسیدم: چگونه می توانم این وضعیت را تغییر دهم؟ چگونه می توانم مهارت نگارش را از یک فعالیت خشک و انفعالی به تجربه ای لذت بخش و خلاقانه تبدیل کنم؟ با این دغدغه، تصمیم گرفتم با رویکرد اقدام پژوهی به بررسی مسئله بپردازم و راهکارهایی را به کار بگیرم که بتوانند روح تازه ای در فرایند انشانویسی دانش آموزان بدمد ابتدا از طریق مشاهده کلاس، بررسی تکالیف نوشتاری، گفت وگو با خود دانش آموزان و دریافت بازخورد آن ها نسبت به درس انشا، اطلاعات اولیه ای درباره مشکل جمع آوری کردم سپس با مرور منابع نظری، کتاب های آموزشی، مقالات مرتبط با نگارش خلاق، و تجربیات سایر همکاران، به چند راهکار اولیه دست یافتم که مهم ترین آن ها عبارت بودند از: استفاده از تصویرسازی ذهنی و نقاشی قبل از نوشتن، طرح موضوعات واقعی و ملموس تر برای زندگی دانش آموزان، آموزش تکنیک های داستان پردازی، بهره گیری از بازی های واژگانی و توصیفی، بازنویسی خلاق، درگیر کردن حواس پنج گانه در فرایند نوشتن، و خواندن نمونه انشاهای موفق توسط دانش آموزان در اجرای این راهکارها، سعی کردم فضای کلاس را از حالت رسمی و محدود خارج کرده، به آن رنگی از نشاط، تعامل، و احساس ببخشم جلسات انشا به مکان هایی برای گفت وگو، تخیل، طنز، تحلیل، و نوشتن تبدیل شدند دانش آموزان تشویق شدند از تجربه های شخصی خود بنویسند، با سبک های مختلف آزمایش کنند، نوشته های خود را بلند بخوانند، و از بازخورد سازنده دوستانشان بهره مند شوند به تدریج، تغییری محسوس در کیفیت نوشته ها، میزان مشارکت دانش آموزان، و علاقه مندی آنان به نگارش مشاهده کردم بسیاری از دانش آموزانی که پیش تر از نوشتن فراری بودند، حالا با اشتیاق از ایده ها و داستان های خود حرف می زدند بررسی و تحلیل آثار نوشتاری آنان در بازه زمانی قبل و بعد از اجرای برنامه، نشان داد که مهارت های توصیفی، خلاقیت در مضمون، انسجام ساختاری، و اعتماد به نفس زبانی آنان به طور چشمگیری ارتقاء یافته است این پژوهش به من آموخت که نگارش خلاقانه، یک فرایند قابل آموزش و پرورش است، مشروط به آنکه زمینه و بستری مناسب برای شکوفایی اندیشه های دانش آموزان فراهم آید همچنین، متوجه شدم که با استفاده از روش های نوآورانه، ترکیب تکنیک های نوشتاری با فعالیت های هنری و گروهی، و ایجاد پیوند بین نوشتن و دنیای واقعی دانش آموز، می توان درس انشا را به یکی از لذت بخش ترین و تاثیرگذارترین بخش های برنامه درسی تبدیل کرد در پایان، این اقدام پژوهی نه تنها مهارت های نوشتاری دانش آموزان را ارتقاء بخشید، بلکه نگاه من به آموزش نگارش را نیز دگرگون ساخت؛ نگارشی که صرفا مبتنی بر اصول دستوری نیست، بلکه بازتابی از شخصیت، نگاه و دنیای درونی دانش آموز است بر این اساس، توجه به فردیت دانش آموزان، احترام به تفاوت های زبانی، و اعتماد به ظرفیت های خلاق آن ها، ضرورتی غیرقابل انکار در مسیر آموزش موثر زبان و ادبیات فارسی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کیانی قلعه نو، فاطمه و سرگلزایی، مهدیه و حزبایی زاده، عارف و لطیفی پور، حسین،1403،تاثیر فضای مجازی بر هویت دانش آموزان و نقش معلم در هدایت صحیح آن،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه