چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکردهای آموزشی مبتنی بر حل مسئله، تفکر خلاق، و آموزش منطق در ارتقای مهارت های شناختی دانش آموزان و توانمندسازی حرفه ای معلمان تدوین شده است با تمرکز بر مولفه هایی نظیر انعطاف پذیری شناختی، تصمیم گیری آگاهانه، و به کارگیری خلاقیت در فرآیند یاددهی یادگیری، تلاش شده است تا چارچوبی نظری و کاربردی برای تحلیل نقش راهبردهای نوین آموزشی ارائه گردد یافته های نظری این پژوهش بیانگر آن اند که بهره گیری از الگوهای ساختارمند آموزشی، نظیر چرخه های یادگیری چندمرحله ای و آموزش مفاهیم منطقی، می تواند به شکل معناداری موجب تقویت توانایی های حل مسئله و تفکر مستقل در دانش آموزان شود در سوی دیگر، توسعه حرفه ای معلمان از طریق آموزش هدفمند منجر به افزایش کیفیت تدریس و ایجاد محیط های یادگیری پویا و خلاق می گردد همچنین، بررسی عوامل زمینه ای در تدریس خلاق به ویژه در مناطق کم برخوردار، نقش مهمی در بهبود انگیزه و استقلال عملی معلمان ایفا می کند بر اساس نتایج تحلیل شده، اتخاذ رویکردهایی که تعامل فعال، تفکر تحلیلی و خلاقیت را در فرآیند یادگیری تقویت می نمایند، می تواند به عنوان راهبردی اثربخش برای ارتقای کیفیت آموزشی و رشد شناختی فراگیران تلقی شود در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در برنامه های درسی و توسعه حرفه ای کادر آموزشی مطرح می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رزگرزاده، زهرا و خانی جوی آباد، زینب و سادات موسوی ثانی، مریم و سهرابی کهرائی، یگانه،1403،رابطه بین خلاقیت معلم و توانایی حل مسئله مستقل در دانش آموزان،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه